گنجور

جامی » دیوان اشعار » خاتمة الحیات » غزلیات » شمارهٔ ۲۰۷

 

شب نهان آن مستم از بالای سر بگذشت حیف

بعد عمری کامد از من بی خبر بگذشت حیف

گرچه دیری بودم اندر هجر او گریان و خوار

بر من از برق درخشان زودتر بگذشت حیف

سینه را کردم سپر تا نگذرد تیرش ز من

[...]

۷ بیت
جامی
 

طبیب اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۰۰

 

زد مرا زخمی و از پیش نظر بگذشت حیف

نازده بر سینه‌ام زخم دگر، بگذشت حیف

کشتی ما را که عمری بود جویای نهنگ

بر کنار افکند موج و از خطر بگذشت حیف

گفتم از باغ تو چینم میوه‌ای، تا در گشود

[...]

۶ بیت
طبیب اصفهانی
 

آذر بیگدلی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۴

 

از اسیران خود آن شه بی‌خبر بگذشت حیف

بی‌خبر از دادخواهان، دادگر بگذشت حیف

غافل آمد یار و، غافل از نظر بگذشت حیف؛

بی‌خبر آمد خوش، اما بی‌خبر بگذشت حیف

شب بر آن در خفتم و، غیرم به خلوت ره نداد؛

[...]

۸ بیت
آذر بیگدلی