شمس مغربی » رباعیات » شمارهٔ ۱
بت گفت به بتپرست کای عابد ما
دانی ز چه روی گشتهای ساجد ما
بر ما به جمال خود تجلی کرده است
آن کس که ز تست ناظر و شاهد ما
طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۴
بگذشت ز ما خنده زنان سرو قد ما
کو ابر که در گریه نماید مدد ما
اندیشهٔ آن جلوهٔ مستانه فزون ساخت
بر سایهٔ دنباله رو او جسد ما
ما گلخنیان سنبل و نسرین نشناسیم
[...]
طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۵
بسکه شد خاک عزیزان جسم غم پرورد ما
از سر آتش غبار آلوده خیزد گرد ما
کاه گل چون تر شود بوی خوش آید برمشام
این رقم زد عشق بر روی غبار آلود ما
رشتهٔ آمزش از ما شمع ما بگسسته باز
[...]
فیاض لاهیجی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵
عشق آمده آتش زده در نیک و بد ما
ای دامن ارباب ملامت مدد ما
ما گلبن نوباوة عشقیم و نباشد
جز نالة بلبل گل روی سبد ما
آن عقلْ پریشان شدگانیم که هر روز
[...]
بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۴
سطر یقین به حک داد تکرار بیحد ما
این دشت جاده گم کرد از رفت و آمد ما
افسرد شمع امید در چین دامن شب
یک آستین نمالید آن صبحساعد ما
شاید به پایبوسی نازیم بعد مردن
[...]
