گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸۰

 

با داغ عشق، شعله غیرت نمانده است

گرمی در آفتاب قیامت نمانده است

از هیچ سینه رایت آهی بلند نیست

یک سرو در سراسر جنت نمانده است

از پیش کهربا گذرد برگ کاه، راست

[...]

۲۰ بیت
صائب
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۲۳۷

 

گیرم بر تو قدر محبت نمانده است

کم‌ کن جفا به بنده که طاقت نمانده است

آبی نزد بر آتش دل دیده ای دریغ

در مردم زمانه مروت نمانده است

از گریه چون خموش شوم ناله سرکنم

[...]

۹ بیت
واقف لاهوری