×
مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۵۴
گفتم به مهی کز تو صد گونه طرب دارم
گفتا که به غیر آن صد چیز عجب دارم
گفتم که در این بازی ما را سببی سازی
گفتا که من این بازی بیرون سبب دارم
هر طایفه با قومی خویشی و نسب دارند
[...]
۵ بیت
طالب آملی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۱۲
نقد هستی گرو بوسی از آن لب دارم
ورنه زین زندگی تلخ چه مشرب دارم
مشعل از برق نفس چون نفروزم هیهات
منکه در سینه دلی همچو دل شب دارم
هرکرا بینی ز ابنای تعصب دارد
[...]
۹ بیت
سیدای نسفی » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۵۲
به یاد آتش روی تو تاب و تب دارم
ز خویش رفته ام و حالت عجب دارم
اگر چه چون خط تو نسبتی به شب دارم
به عهد زلف تو باریک رو لقب دارم
۲ بیت
صامت بروجردی » غزلیات » شمارهٔ ۵۶
اگر از بیوفاییهای تو حرفی به لب دارم
مشو آزرده دل جانا که هذیا نست تب دارم
دو زخمم از دو ابر بهر کشتن و عده فرمودی
به دوی حقی که من ای کجحساب از تو طلب دارم
مرا دیوانگی اندر محبت لازم است ورنه
[...]
۶ بیت
