گنجور

عایشهٔ مقریه » رباعیات » شمارهٔ ۱۰ - در رنجوری معشوق گوید

 

گردون ز پی تب تو یارب دارد

بر چهره خود هزار کوکب دارد

ای جان و جهان و ای دل و دیده من

نازک تن تو چه طاقت تب دارد؟

۲ بیت
عایشهٔ مقریه
 

خاقانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱

 

خار غم تو گل طرب دارد

دل در پی تو سر طلب دارد

مه حلقه به گوش تو نمی‌زیبد

ور حلقه به گوش تو لقب دارد

وصل تو و زحمت رقیبانت

[...]

۷ بیت
خاقانی
 

سعدی » مواعظ » قطعات » شمارهٔ ۵۷

 

آدمی فضل بر دگر حیوان

به جوانمردی و ادب دارد

گر تو گویی به صورت آدمیم

هوشمند این سخن عجب دارد

پس تو همتای نقش دیواری

[...]

۳ بیت
سعدی
 

طالب آملی » دیوان اشعار » رباعیات » شمارهٔ ۳۸۵ - ۲

 

ای انکه دلت عار، زمشرب دارد

این شیوه ترا، دور ز مطلب دارد

تاکی گوئی، مذهب حق مذهب ماست

در گوشم گو، که حق چه‌مذهب دارد

۲ بیت
طالب آملی
 

میرزا حبیب خراسانی » دیوان اشعار » بخش دو » غزلیات » شمارهٔ ۱۱۹

 

ترک من سبزه گرد لب دارد

لعل یاقوت گون سلب دارد

میدهد وعده های بوس و کنار

خندهائی که زیر لب دارد

چشم مستش بگاه ناز و عتاب

[...]

۷ بیت
میرزا حبیب خراسانی