گنجور

جامی » دیوان اشعار » واسطة العقد » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۹

 

بوی آن آشنا که می آرد

جز نسیم صبا که می آرد

گرچه ما را خبر نکرد و برفت

خبر او به ما که می آرد

شرط یاری پیام یار آریست

[...]

۷ بیت
جامی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۰

 

تاب جور و جفا که می‌آرد

جز دل مبتلا که می‌آرد

گر نداری سری به زلف تو دل

بر سرم این بلا که می‌آرد

دیده مشتاق خاک پای کسی است

[...]

۷ بیت
واقف لاهوری