گنجور

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۸۲۴

 

سنگسارم کرد آن مه مهربانی را ببین

ناله‌ای هرگز نکردم سخت‌جانی را ببین

مدعی بر مرگ من صد ره گواهی داد و او

زنده پندارد هنوزم بدگمانی را ببین

درد بی‌پرواییش افکنده بر بستر مرا

[...]

۵ بیت
واقف لاهوری
 

فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۲

 

زلف مسلسل ریخته، عنبرفشانی را ببین

زنجیر عدل آویخته، نوشیروانی را ببین

قامت به ناز افراخته، خلقی ز پا انداخته

دل‌ها مسخر ساخته، کشورستانی را ببین

در خنده آن شیرین پسر، از پسته می‌بارد شکر

[...]

۱۴ بیت
فروغی بسطامی