گنجور

اوحدالدین کرمانی » دیوان رباعیات » الباب الثالث: فی ما یتعلق باحوال الباطن و المرید » شمارهٔ ۱۶۱

 

در عالم فقر میر و سلطان هیچ است

در درویشی ملک سلیمان هیچ است

گر نفس تو را به این و آن بفریبد

در گوش مکن عشوهٔ آن کان هیچ است

۲ بیت
اوحدالدین کرمانی
 

جنید شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۳

 

ساقیا! مهلت دَه روزهٔ دوران هیچ است

جامِ جم دِه که همه ملک سلیمان هیچ است

قصهٔ نیک و بد و هر چه تو خوانی بر ما

باده پیش آر که افسانهٔ دوران هیچ است

گنج قارون چه بود در نظر همت ما؟

[...]

۶ بیت
جنید شیرازی