×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۷۷۵
آه سرد خود اگر مطلق عنان میساختم
آن بهار حسن را در دم خزان میساختم
عاجزم در قبضهٔ هجران کافرکیش او
من که دائم با کشاکش چون کمان میساختم
گر ز چشم دام میدیدم نگاه التفات
[...]
۶ بیت
واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۵۱
گر ز چشم دام میدیدم نگاه التفات
فارغالبال این چنین کی آشیان میساختم
یاد ایامی که کار عشق میکردم به چشم
قاصد اشکی به سوی او روان میساختم
میرسیدی سیل اشکم تا رکاب آن سوار
[...]
۳ بیت
