گنجور

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۳

 

از شرم، زبانم به گلستان تو بسته ست

صد نکته به یک خندهٔ پنهان تو بسته ست

ما در چه شماریم که گردون سبک سیر

خود را به صف آبله پایان تو بسته ست؟

بشکاف دلم را که لبالب شده از خون

[...]

۷ بیت
حزین لاهیجی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۱۴۷

 

بر خلق ره فتنه به دوران تو بسته‌ست

دستش به قفا شوخی مژگان تو بسته‌ست

چون نعل، خوش آن پیرِ جوان‌بخت که خود را

با قامت خم بر سم یکران تو بسته‌ست

شمشیر علم کن که شود مشکلم آسان

[...]

۱۱ بیت
واقف لاهوری