×
سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۱
شوق دام زلف او دلگیر باغم کرده است
بی رخ او، صحبت گل بی دماغم کرده است
بلبل و پروانه می جوشد به هم در محفلم
عشق گویی روغن گل در چراغم کرده است
داغ دل از مستی ام افزود، گویی روزگار
[...]
۵ بیت
اسیر شهرستانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۷۱
نه همین از دوری احباب داغم کرده است
آسمان زهر هلاهل در ایاغم کرده است
مرده شمع مجلس افروزی که از هجران او
جای روغن خون دل غم در چراغم کرده است
بسکه الفت داشت با من حسرت دیدار او
[...]
۵ بیت
واقف لاهوری » اشعار متفرقه » شمارهٔ ۵۳
داغ دست بوالهوس پر بیدماغم کرده است
گرمی بیجای داغ عشق داغم کرده است
۱ بیت
