گنجور

بابافغانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۲۴

 

من کیستم شکسته‌دل هیچکاره‌ای

سرگرم جلوه‌ای و خراب نظاره‌ای

زین آتشی که عشق تو افروخت در دلم

فریاد اگر به خرمنت افتد شراره‌ای

در چنگ آفتم چو دهد شوق مو کشان

[...]

۸ بیت
بابافغانی
 

آذر بیگدلی » دیوان اشعار » حکایات » شمارهٔ ۱۹ - حکایت

 

ولی شرمم آید که بیچاره یی

غریبی ز شهر خود آواره یی

۱ بیت
آذر بیگدلی
 

اقبال لاهوری » رموز بیخودی » بخش ۲۳ - در معنی اینکه توسیع حیات ملیه از تسخیر قوای نظام عالم است

 

تو بصحرا مثل قیس آواره ئی

خسته ئی وامانده ئی بیچاره ئی

۱ بیت
اقبال لاهوری
 

اقبال لاهوری » پس چه باید کرد؟ » بخش ۱۵ - خطاب به اقوام سرحد

 

در جهان آواره‌ای بیچار‌ه‌ای

وحدتی گم کرده‌ای صد پاره‌ای

۱ بیت
اقبال لاهوری