گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۰۹

 

ای دستت از نگار سفید و سیاه و سرخ

وی چشمت از خمار سفید و سیاه و سرخ

از برگ و از سپاری و از رنگ چونه شد

دندان آن نگار سفید و سیاه و سرخ

رفتی و در فراق تو چشمم ز گریه گشت

[...]

۵ بیت
امیرخسرو دهلوی
 

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۵

 

شد باغ از بهار، سفید و سیاه و سرخ

مرغان شاخسار، سفید و سیاه و سرخ

دارم ز گریه در ره شوق تو دیده ای

چون ابر نوبهار، سفید و سیاه و سرخ

صد رنگ موج جلوه درین بحر می کند

[...]

۵ بیت
سلیم تهرانی
 

نورس دماوندی » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۴

 

زد ابلق آن نگاه سفید و سیاه و سرخ

موجی زد این بهار سفید و سیاه و سرخ

از شرم خط یار که از رحمت آیتی است

مصحف شد آشکار سفید و سیاه و سرخ

از سیم اشک و چهره زرین و فلس داغ

[...]

۵ بیت
نورس دماوندی