گنجور

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۹۰

 

ای آن که دل به دولت بیدار بسته ای

در راه برق، سد خس و خار بسته ای

ای بی خبر که تقویت نفس می کنی

غافل مشو که گرگ به پروار بسته ای

در پیش هر که غیر خدا بسته ای کمر

[...]

۱۱ بیت
صائب
 

صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۸۹۱

 

از زهر چشم، چشم من زار بسته ای

راه عیادت از چه به بیمار بسته ای؟

راه هزار قافله دل می زند به مکر

از شرم پرده ای که به رخسار بسته ای

قانع به یک نظاره خشکیم ما ز دور

[...]

۷ بیت
صائب
 

فتحعلی‌شاه » غزلیات » شمارهٔ ۱۷۸

 

تا عهد دوستی تو به اغیار بسته‌ای

شمشیر کین به قتل من زار بسته‌ای

عالم همه ز جور تو زنار بسته‌اند

یا رب تو از جفای که زنار بسته‌ای

زاغ و زغن به باغ تو ای باغبان و در

[...]

۷ بیت
فتحعلی‌شاه
 

فتحعلی‌شاه » غزلیات » شمارهٔ ۱۸۰

 

ای گل چه دل بهر خس و هر خار بسته‌ای

بگسستهی ز یار و به اغیار بسته‌ای

باری‌ست بر دلت که چرا غیر یار اوست

ای دل ز کوی یار از آن بار بسته‌ای

دارم ز کرده‌های بدت شکوه‌ها ولی

[...]

۶ بیت
فتحعلی‌شاه