×
واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۶۶۴
چنان مکن که ز کوی تو خوار برخیزم
ز روی مهر و وفا شرمسار برخیزم
بیا و وعده وفا کن وگرنه بهر خدا
بگو که من ز ره انتظار برخیزم
قیامتی شود آن دم که من ز دست غمت
[...]
۷ بیت
آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۸
بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
بمستی از سر این سبحه و زنار برخیزم
بکش آن سرمه در چشمم که غیر از دوست نشناسم
بسازم ساز صلح کل و از پیکار برخیزم
زلطف ای شاخ طوبی بر سر من سایه ای افکن
[...]
۵ بیت
آشفتهٔ شیرازی » غزلیات » شمارهٔ ۸۱۹
بده می کز فروغش خرقه و دفتر بسوزانم
بمستی از سر این سبحه و زنار برخیزم
بکش آن سرمه در چشمم که غیر از دوست نشناسم
بسازم ساز صلح کل و از پیکار برخیزم
زلطف ای شاخ طوبی بر سر من سایه ای افکن
[...]
۵ بیت
