گنجور

فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷

 

خوش بود عدم هستی ما را که خبر کرد

این مایهٔ آشوب و بلا را که خبر کرد

خون شد دلم از یاد سراپردهٔ فطرت

زآسایش جان جور و جفا را که خبر کرد

این تن ز کجا راه به سر منزل جان برد

[...]

۹ بیت
فیض کاشانی
 

حزین لاهیجی » غزلیات » شمارهٔ ۴۱۰

 

از وصل، دل بی سر و پا را که خبر کرد؟

در خلوت خورشید، سها را که خبر کرد؟

من بودم و او فارغ از اندیشهٔ غیری

اینجا ادب ناصیه سا را که خبر کرد؟

شاد است به جان دادنم از محنت هجران

[...]

۵ بیت
حزین لاهیجی
 

واقف لاهوری » غزلیات » شمارهٔ ۴۶۱

 

از کلبه‌ام آن سیل جفا را که خبر کرد

آن خانه برانداز وفا را که خبر کرد

برپاشده از نوحه قیامت به سر من

از مردن من اهل عزا را که خبر کرد

گردید وبال سر من سایهٔ بالش

[...]

۹ بیت
واقف لاهوری