گنجور

امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۸۶

 

یک دل به سر کوی تو آباد نیابند

یک جان زخم زلف تو ازاد نیابند

از بس که گرفتار غمت شد همه دلها

آفاق بگردند و دلی شاد نیابند

روزی که روی مست و خرامان سوی بازار

[...]

۹ بیت
امیرخسرو دهلوی
 

کمال خجندی » غزلیات » شمارهٔ ۳۵۵

 

بی یاد تو عشاق دل شاد نیابند

بی بندگی از بند غم آزاد نیابند

دیوانه‌دلان را که کشد پای به زنجیر

گر بوی سر زلف تو از باد نیابند

هر تیر که گم گشت به نخجیر ز شیرین

[...]

۷ بیت
کمال خجندی