گنجور

سلیم تهرانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۹۸

 

افروخت رخ از باده و بگداخته بودم

خود را ز تماشای رخش باخته بودم

بر دست من این شیشه که از چرخ سپردند

از حمله ی عشقت ز کف انداخته بودم

ناخن به جگر چند زنم، آه که عشقت

[...]

۶ بیت
سلیم تهرانی
 

بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۷

 

زا‌ن ناله‌ که شب بی ‌رخت افراخته بودم

درگردن گردون رسن انداخته بودم

این عالم آشفته که هستی است غبارش

رنگیست‌ که من صبح ازل باخته بودم

پرواز غبارم پر طاووس ندارد

[...]

۹ بیت
بیدل دهلوی
 

واقف لاهوری » غزلیات ناتمام » شمارهٔ ۲۳۵

 

روزی که به رویت نظر انداخته بودم

جان و دل و دین صبر و خرد باخته بودم

آزادیم افکند گلستان به گلستان

ای کنج قفس قدر تو نشناخته بودم

بی‌رنگ قبول تو فتاد از نظر من

[...]

۵ بیت
واقف لاهوری