صامت بروجردی » قصاید » شمارهٔ ۳۳ - در مدحِ قاتلِ کفار، وصیِّ احمدِ مختار است
تورا چون جمع شد امروز، اسبابِ توانایی
چرا غافل ز اوضاعِ پریشانیِ فردایی؟
جهان و استراحت، صحبتِ سنگ و سبو باشد
چرا بر شیشهٔ غفلت، فکندن سنگِ دانایی؟
جهان چون خانهٔ زنبور، پر نیش است و نوش وی
[...]
صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۴۱ - در علو و دنو جنود عقل و جهل
آنان که مست باده قالوا بلی شدند
در کربلا به درد و یل مبتلا شدند
دیدند چون رضای خدا را به بذل جان
دادند تن ز شوق به قتل و رضا شدند
به یگانگی ز خلق نموددن اختیار
[...]
صامت بروجردی » کتاب المراثی و المصائب » شمارهٔ ۷۵ - همچنین در مصیبت
هر که را درد غریبی در جهان مضطر کند
یاد باید از عزای سبط پیغمبر کند
آنکه اندر ماتمش در باغ جنت روز و شب
اشک حسرت مصطفی از چشم گریان تر کند
آنکه تا روز جزا اندر نجف شیر خدا
[...]
صامت بروجردی » کتاب القطعات و النصایح » شمارهٔ ۲ - حمایت در فریب دنیا
یکی بیچارهای محنت رسیده
به دوران کور و محروم از دو دیده
نهان در پرده عصمت زنی داشت
چو شیطان بلکه دزد رهزنی داشت
به افسون و حیل دایم شب و روز
[...]
صامت بروجردی » کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۴ - و برای او همچنین
ای صبا! برگو به خاتونِ جنان اندر جنان، با غم و آه و فغان
کِی به جنت، سَروَر و سَرخیلِ خیراتِ حِسان! از جفایِ آسمان:
شاهِ دین بییاور است، بیپناه و لشکر است
نورِ عینت با گلویِ تشنه زیرِ خنجر است
شاهِ دین بییاور است...
[...]
صامت بروجردی » کتاب نوحههای سینه زنی (به اقسام مختلفه و لحنهای متنوع و مخصوصه) » شمارهٔ ۱۶ - و برای او
زد قاصدِ بزمِ عزا با قامتِ خم
از نو به عالم، بیرقِ ماهِ محرم
لرزید ازین ماتم به عالم، عرشِ اعظم
پشتِ فلک گردید دوتا زین غصه و غم
(وقتِ عزا شد، ماتم به پا شد)
[...]
