×
سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۱
دست بر هم زند طبیب ظریف
چون خرف بیند اوفتاده حریف
خواجه در بند نقش ایوان است
خانه از پایبند ویران است
پیرمردی ز نزع می نالید
[...]
۴ بیت
سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۹
شنیدهام که در این روزها کهن پیری
خیال بست به پیرانهسر که گیرد جفت
بخواست دخترکی خوبروی گوهرنام
چو دُرجِ گوهرش از چشم مردمان بنهفت
چنانکه رسم عروسی بُوَد تماشا بود
[...]
۹ بیت
