سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۳ - سبب نظم کتاب
در اقصای عالم بگشتم بسی
به سر بردم ایام با هر کسی
تمتع به هر گوشهای یافتم
ز هر خرمنی خوشهای یافتم
چو پاکان شیراز، خاکینهاد
[...]
سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۴ - حکایت در معنی تحمل محب صادق
شنیدم که وقتی گدازادهای
نظر داشت با پادشازادهای
همیرفت و میپخت سودای خام
خیالش فرو برده دندان به کام
ز میدانش خالی نبودی چو میل
[...]
سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۹ - حکایت
جوانی هنرمند فرزانه بود
که در وعظْ چالاک و مردانه بود
نکونام و صاحبدل و حق پرست
خطِ عارضش خوشتر از خطِّ دست
قوی در بلاغات و در نحوْ چُست
[...]
سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۱۲ - حکایت در عالم طفولیت
ز عهد پدر یادم آید همی
که باران رحمت بر او هر دمی
که در طفلیم لوح و دفتر خرید
ز بهرم یکی خاتم زر خرید
به در کرد ناگه یکی مشتری
[...]
سعدی » بوستان » باب دهم در مناجات و ختم کتاب » بخش ۴ - حکایت
شنیدم که مستی ز تاب نبید
به مقصورهٔ مسجدی در دوید
بنالید بر آستان کرم
که یارب به فردوس اعلی برم
مؤذن گریبان گرفتش که هین
[...]
سعدی » مواعظ » مراثی » در مرثیهٔ اتابک ابوبکر بن سعد زنگی
به اتّفاق، دگر دل به کَس نباید داد
زِ خستگی که درین نوبت اتّفاق افتاد
چو ماهِ دولتِ بوبَکرِ سَعد آفِل شد
طلوعِ اَخترِ سَعدَش هنوز جان میداد
امیدِ امن و سلامت، به گوشِ دل میگفت
[...]