گنجور

 
۱
۲
۳
۹
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱

 

قصاب چنانکه عادت اوست، مرا

بفکند و بکشت، کاین چنین خوست مرا

پس لابه کنان نهاد سر بر پایم

دم می‌دهدم تا بکَند پوست مرا!

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۲

 

عشق آمد و کرد مست و دلشاد مرا

وز بندگی زمانه آزاد مرا

چون دید مرا که پیش حُسنش مُردم

بنواخت به لطف خویش و جان داد مرا

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۳

 

لایق نبوَد طبع خردمندان را

تشبیه دهانت پستهٔ خندان را

کس حقهٔ لعل را پر از لؤلؤ تر

تشبیه کند دهان بی‌دندان را

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۴

 

دی گفتمش آن خوش پسر درزی را

کز بهر خدا خوش بسرا در زیر آ

گفتا که قبای وصل ما می‌نخری

گفتم که به جان همی خرم درزی را

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۵

 

چون دید که از عشق شدم بی خور خواب

ناگه ز درم در آمد آن دُرّ خوشاب

لب بر لب من نهاد و نرمک می‌گفت:

جانت چو به لب رسید خود را دریاب!

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۶

 

حمّامی را بگو گرت هست صواب

امشب تو بخُسب و تون گرمابه متاب

تا من به سحرگهان بیایم به شتاب

از دل کُنمَش آتش وز دیده پُرآب

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۷

 

بی روی چو روز آن دو زلف چو شبت

روز و شب من نیست شد اندر طلبت

مانند پیاله می‌شدم دست به دست

دل خون شد جمله تا رسیدم به لبت

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۸

 

آتش بوزید و جامهٔ شوم بسوخت

وز شومی شوم نیمهٔ روم بسوخت

بر پای بُدم که شمع را بنشانم

آتش ز سر شمع همه موم بسوخت

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۹

 

ای سرمهٔ چشم سروران خاک درت

دارم سخنی با تو بگویم به سرت

نه خاک رهم که بینم اندر گذرت

نه چشم بدم، دور چرایم ز برت؟

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱۰

 

آن دلبر قصاب دکان می‌آراست

اِستاده بُدند مردمان از چپ و راست

دستی به کفل برزد و خوش خوش می‌گفت:

احسنت زهی دنبهٔ فربه که مراست!

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱۱

 

ای وعده چو زلف تو کژ و، بالا راست

حقا که چو قد خود نه‌ای با ما راست

با من چو تو زلفت همه پا تا سر کژ

من با تو چو قدت همه سر تا پا راست

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱۲

 

گفتی که بدین رُخان زیبا که مراست

چون خلد وثاق تو نخواهم آراست!

امروز در این زمانه خود زهره که راست؟

تا گوید کان خلاف گفتی، یا راست!

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱۳

 

آن کو غم و شادی‌ام بیفزود و بکاست

بودش شب و روز قول و قامت کژ و راست

با ما به بد و نیک نه بنشست و نه خاست

تا زیر زبر شد همه کارش چپ و راست

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱۴

 

پیری که فنای آدمی را سبب است

آمد بر من گفت : چه جای طرب است

گفتم: غلطی، طرب کنون می‌باید

تا دست به سر برم که دست ندب است

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱۵

 

با ماهرخی که زلف او چون شست است

سرو سهی از رشک قد او پست است

گفتم: که یکی بوسه بده گفت: به چشم

گفتم: نه به لب حواله کن کو مست است

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱۶

 

گفتم که: لبم به بوسه‌ای مهمان است

گفتا که: بهای بوسه من جان است

عقل آمد و، در پهلوی من زد انگشت

یعنی که: خموش، بیع کن، ارزان است

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱۷

 

ترکی که رخش طراز چین و ختن است

در بردن جان شیردل و پیلتن است

از عارض دیوان ملاحت، خطی

آورد، که دلها همه در وجه من است

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱۸

 

از رنگ رخ تو گل عجب شرمگن است

وز طعم لبت بُتا، رطب شرمگن است

هر بی‌ادبی که در سرت هست، مکن

کز بی‌ادبی‌هات ادب شرمگن است

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۱۹

 

با خصم منت همیشه دمسازی‌هاست

با ما سخنت ز روی طنازی‌هاست

از عزّ خود و ذلّت من بیش مناز

کاندر پس پردهٔ فلک بازی‌هاست

۲ بیت
مهستی گنجوی
 

مهستی گنجوی » رباعیات مهستی بر اساس پژوهش مهدی دهقان » شمارهٔ ۲۰

 

امشب شب هجران و وداع و دوری است

فردا، دل را بدین سبب رنجوری است

ای دل تو همی‌سوز، تو را فرمان است

وی دیده تو خون گِری، تو را دستوری است!

۲ بیت
مهستی گنجوی
 
 
۱
۲
۳
۹
 
تعداد کل نتایج: ۱۷۴