فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
وزان جایگه سوی گیلان کشید
چو رنج آمد از گیل و دیلم پدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
ز گیلان به راه مداین کشید
شمار و کران سپه را ندید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
ز لشکر زبانآوری برگزید
که گفتار ایشان بداند شنید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
نه خورشید نوشینروان آفرید
وگر بستد از چرخ گردان کلید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
به پیش آمد آنکس که فرمان گزید
دگر زان بر و بوم شد ناپدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
ز گیتی به هر سو که لشکر کشید
جز از بزم و شادی نیامد پدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
وزان جایگاه لشکر اندر کشید
بره بر دزی دیگر آمد پدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
سپه را بهامونی اندر کشید
برآوردهٔ دیگر آمد پدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
چو مهراس گفتار قیصر شنید
پدید آمد آن بند بد را کلید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۱ - آغاز داستان
چو مهراس نزدیک کسری رسید
برومی یکی آفرین گسترید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۲ - داستان نوشزاد با کسری
خبر زین به شهر مداین رسید
ازان که آمد از پور کسری پدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۲ - داستان نوشزاد با کسری
نه فرمان او را کرانه پدید
نه زو پادشاهی بخواهد برید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۲ - داستان نوشزاد با کسری
چو از ره سوی رام برزین رسید
بگفت آنچ از شاه کسری شنید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۲ - داستان نوشزاد با کسری
چو گرد سپه رام برزین بدید
بزد نای رویین وصف بر کشید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۲ - داستان نوشزاد با کسری
دل سنگ خارا همیبردرید
کسی روی خورشید تابان ندید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳ - داستان بوزرجمهر
نگه کرد و پیسه یکی مار دید
که آن چادر از خفته اندر کشید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳ - داستان بوزرجمهر
چو آن اژدها شورش او شنید
بران شاخ باریک شد ناپدید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳ - داستان بوزرجمهر
بگفت آن سخن کزلب او شنید
ز مار سیاه آن شگفتی که دید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳ - داستان بوزرجمهر
تنش لرز لرزان به کردار بید
دل از جان شیرین شده نا امید
فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳ - داستان بوزرجمهر
چو بوزرجمهر آن سخنها شنید
بدانش نگه کردن شاه دید
