گنجور

 
۱
۲
۳
۱۱
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱

 

یا رب به فقیریم ترحم فرما

یا رب به اسیریم ترحم فرما

در طفلی و جوانیم کردی رحم

اکنون در پیریم ترحم فرما

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۲

 

ای مایهٔ ناز من ترحم فرما

بر عجز و نیاز من ترحم فرما

دل سوخت گداخت جان ز بی‌رحمی تو

بر سوز و گداز من ترحم فرما

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۳

 

عشقت ز دیارها برآورد مرا

شوق تو ز یارها برآورد مرا

اما بعد به پیشیم آمد ز قضا

کاری که ز کارها برآورد مرا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۴

 

گردید وداع یار واجب ما را

شد دوری ازان نگار واجب ما را

دارالحزن است از رقیبان کویش

هجرت شده زین دیار واجب ما را

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۵

 

گفتی که مبین تو صورت زیبا را

مشنو زنهار صورت روح‌افزا را

ناصح تو خود انصاف بفرما چه کنم

گوش شنوا و دیدهٔ بینا را

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۶

 

رفتم بر یار و قدر نشناخت مرا

وز لطف به یک دو حرف ننواخت مرا

من گفتهٔ او را ز کری نشنیدم

این گوش گران طرف سبک ساخت مرا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۷

 

خوار آنکه تو از نظر فگندی او را

زار آنکه تو از نظر فگندی او را

برداشتنش کجاست مقدور کسی

یار آنکه تو از نظر فگندی او را

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۸

 

زان ذوق جفا که در سرشت است مرا

بیداد شکرلبان بهشت است مرا

خشتی که زنند بر سر من این قوم

شیرین مانند شیر خشت است مرا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۹

 

تا مهر رخ تو در نظر بود مرا

هر شام ز روشنی سحر بود مرا

آمد شب هجر بی‌خبر در سر من

زین روز سیاه کی خبر بود مرا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۰

 

این دل باشد دلیل در راه خدا

این دل بلد است کعبهٔ مقصد را

زنهار که از شرابش آلوده مکن

بیکار ز آب می‌شود قبله‌نما

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۱

 

ای هم‌نفسان که یار غارید مرا

آن روز که تابوت برآرید مرا

اول زیر زمین سپارید مرا

آنگه به رحمتش گزارید مرا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۲

 

ای در قدمت امن و امان زود بیا

این جان جهان جهان جان زود بیا

دجال‌وشان فتنه برانگیخته‌اند

ای مهدی آخرالزمان زود بیا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۳

 

ای عشق گران‌قدر سبک‌سیر بیا

تا چند نزاع حرم و دیر بیا

کفر و اسلام جنگ با هم دارند

ای صلح ده ثالث بالخیر بیا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۴

 

مالید غم زمانه گوش دل ما

زان‌سان که ز سر برید هوش دل ما

جز بار خدای کیست تا بردارد

این‌بار بلا باز سر و دوش دل ما

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۵

 

رفت آنکه رخت پیش نظر بود مرا

در خانه تمام شب سحر بود مرا

اکنون هر لحظه می‌زنم بر سر خویش

آن دست که با تو در کمر بود مرا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۶

 

آن روز که درد هجر شد روزی ما

گم شد همه فرخی و فیروزی ما

برخاسته رفت از بر ما هر یاری

داغ تو نشست بهر دلسوزی ما

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۷

 

یارن گویید شوخ طناز مرا

آن دل‌شکن خانه برانداز مرا

از نالهٔ من اگر به تنگ آمده‌ای

رفتم که دگر نشنوی آواز مرا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۸

 

تا کی به جهان کشیم تاب و تب را

وز ناله به سر بریم روز و شب را

گردید بلای جان ما بی‌صبری

افرغ یا ربنا علینا صبرا

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۱۹

 

پروای رخ زرد کسی نیست

باکی ز دم سر کسی نیست تو را

نی رحم به دل کنی و نی لطف به جان

بی‌درد کسی درد کسی نیست تو را

۲ بیت
واقف لاهوری
 

واقف لاهوری » رباعیات » شمارهٔ ۲۰

 

دل رفت و به دل گشت به غم عیش و طرب

صبح گردیده شام و روزم شده شب

هرچند که خیر باد ناکرده برفت

هرجا باشد به خیر باشد یا رب

۲ بیت
واقف لاهوری
 
 
۱
۲
۳
۱۱
 
تعداد کل نتایج: ۲۰۹