ناصر بجهای » غزلیات » شمارهٔ ۱۴
سپیدهدم چو صبا بوی گلستان آورد
مرا ز خاک درش کیمیای جان آورد
ز چین زلف سیاهت شمال مشکفشان
حیات جان مرا خط جاودان آورد
زهی صنایع بیچون قادری مطلق
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
خدای عز و جل در بدن چو جان آورد
ز بهر معرفت ذات و کشف آن آورد
مگو که هستی هر یک مناط اصل دویی است
که حق ز هستی مطلق هم این هم آن آورد
یکی به حکمت ابداع بیمیانجی ساخت
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
ز هر نشان دل از آن بینشان نشان میجست
چو بینشان شد از آن بینشان نشان آورد
چو از زمان و مکان نسبتش مجرد شد
مطار فکرت بر اوج لامکان آورد
که تا گمان نکند سایه را نقوش صور
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
ز آفتاب فلک دان که شکرها دارم
کز آفتاب رخت او مرا نشان آورد
خدا چو کرد پدید از لب تو صورت جان
حیات جمله جهان در لبت نهان آورد
جهان جان به حقیقت تویی و جان جهان
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
خدای عزوجل تا که آفرید جهان
گمان مبر که تو را مثل در جهان آورد
کسی که دید کمر بر میان چون مویت
به جان تورا کمر عشق در میان آورد
ز آفتاب رخ خوب توست یک پرتو
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
به دور طاق دو ابروی تو مهندس عقل
چه نقصها که در این طاق آسمان آورد
ز مشک ناب سر زلف عنبر افشانت
کمند گردن شاهان کامران آورد
فروغ روی تو در سنگ خاره عشق انگیخت
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
نسیم آن سر زلفت که پایبند دل است
ز بند هجر دلم را خط امان آورد
بَرید بخت بلندم ز آستان درت
مرا عیال(؟) زمین بوس آستان آورد
ز آرزوی رخت بود در دلم دردی
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
لب تو از بر مویی نمود شکل و دهن
ولی ز نیمه مویی قدت میان آورد
مرا خیال دهانت ز غایت خردی
کمال عقل به عین یقین گمان آورد
خطت به گرد مه از مشک تر نمود هلال
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
چو شد رکاب جمالت روان به سوی جهان
وفای عهد عنان با تو در عنان آورد
قضا چو کرد ز روی زمین رخ خورشید
ز حسن طلعت آرایش زمان آورد
میان اهل ملاحت به حسن شاهی کن
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
به حسن تا که جهاندار آفرید جهان
گمان مبر که نظیر تو در جهان آورد
چو بر سمند ملاحت سوار نتوان کرد
تو را سعادت و اقبال همعنان آورد
به هر زمین که رسد از سم سمند تو نعل
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
فکند در دل پیر و جوان ز عشق آتش
جهان پیر که او چون تو نوجوان آورد
همه مراد جهان در کنار خود بیند
کسی که با قد تو دست در میان آورد
کسی که مرده صد ساله بود چون عیسی
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
چو چشم مست تو سرمست ماند تا به ابد
کسی که لعل تو را نام بر زبان آورد
چه ساغر از می گلگون نید وصف لبت
ز ذوق وصف لبت آب در دهان آورد
شکر چو لاف زد از قند تو به شیرینی
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
ز خط مشو به ختا در خط ای صنم که خطت
بقای حسن تو را خط جاودان آورد
رسید خط و جمال تو را مثال بقا
به کام دولت و اقبال دوستان آورد
مثال حسن تو تا یافت از خطت توقیع
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
به حسن و لطف و ملاحت میان اهل گمان
تویی که بخت تو را صاحب قران آورد
نمود معنی آب حیات لعل لبت
رخ تو صورت فردوس را عیان آورد
سواد آن سر زلفت سران سرکش را
[...]
ناصر بجهای » ترجیع
ز وصف لعل تو میگفت عقل کل رمزی
بخورد باده مرا مست جاودان آورد
از آن اثر ز ... کوثر همی دهند خبر
یکی هزار عقیق تو در عیان آورد
کند چو چشمه کوثر دهان پر آب حیات
[...]
