گنجور

جیحون یزدی » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۲ - وله

 

این که با چهرِ تو چون سِحرِ مُبین است آفتاب

در پناهِ خالِ هندویت مَکین است آفتاب

زلفِ زنّارِ ترا بسته به چین است آفتاب

از لبت همسایه با روح‌الامین است آفتاب

یا که مِرآتِ رخِ جان‌آفرین است آفتاب

[...]

۵۷ بیت
جیحون یزدی
 

جیحون یزدی » دیوان اشعار » مراثی » شمارهٔ ۹ - شهادت وهب بن عبدالله

 

چند نازی ای حکیم از فرط عقل

که حق از عقل تو در ناید بنقل

تو محاط و حق محیط است ای عمو

از علی خوان کلما میزتمو

کی بصا نع میبرد مصنوع پی

[...]

۵۷ بیت
جیحون یزدی