×
طغرل احراری » دیوان اشعار » مستزادها » شمارهٔ ۱
ای عکس رخ جان دهد آیینه دل را
چون معجز عیسی!
طوطی شده حیران سخنهای تو جانا
با آن لب گویا!
تا با قد شمشاد گذشتی سوی گلشن
[...]
۱۶ بیت
طغرل احراری » دیوان اشعار » مستزادها » شمارهٔ ۲
آیینه به بزم دلگشای تو رسد
ای جان نگاه
هم شانه به زلف مشکسای تو رسد
ما را چه گناه؟!
ما خال شویم و سرمه منظور افتد
[...]
۴ بیت