عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۰ - نامه فرستادن زال زر به نزد ارده شیر و به مدد طلبیدن گوید
بدو گفت زال ای پسندیده پیر
یکی نامه بنویس بر دل پذیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۰ - نامه فرستادن زال زر به نزد ارده شیر و به مدد طلبیدن گوید
یکی زی سرافراز رهام شیر
که او مانده از تخم گودرز پیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۰ - نامه فرستادن زال زر به نزد ارده شیر و به مدد طلبیدن گوید
گرفتار گشتند آن چار شیر
به چنگال ارهنگ دیو دلیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۱ - نامه فرستادن زال زر به نزد وزیر ارجاسب شاه گوید
که این نامه از پیش دستان شیر
به نزدیک بیورد روشن ضمیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۲ - آمدن ارهنگ به پای حصار سیستان و بیرون آمدن زال زر گوید
چنین پاسخش داد دستان پیر
که ای بیهده گوی واژون بزیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۲ - آمدن ارهنگ به پای حصار سیستان و بیرون آمدن زال زر گوید
شود شیر هر چند در بیشه پیر
شود تند و نر شیر نخجیرگیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۳ - رزم زال زر با ارهنگ دیو و شکسته شدن ارهنگ گوید
به زال سرافراز بارید تیر
بزد دست بر چرخ دستان پیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۳ - رزم زال زر با ارهنگ دیو و شکسته شدن ارهنگ گوید
چه ترکش تهی کرد از تیر پیر
یکی تیر بر وی نشد جای گیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۴ - گریختن ارهنگ از زال زر به جانب بلخ و رفتن گوید
به شهر اندر آمد جهان دیده پیر
ابا لشکر کشن و غران چه شیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۴ - گریختن ارهنگ از زال زر به جانب بلخ و رفتن گوید
نبردی بدیدم ز دستان پیر
که در بیشه از اژدها دید شیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۴ - گریختن ارهنگ از زال زر به جانب بلخ و رفتن گوید
پلنگی چو چنگش نباشد چو شیر
چگونه شود شیر نخجیرگیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۴ - گریختن ارهنگ از زال زر به جانب بلخ و رفتن گوید
چه دار و رسن دید گودرز پیر
نشست از بر تازی اسبی چه شیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۵ - برون آمدن گودرز با چهار صد مرد جنگ آور به پای دار گوید
بهر چند می خواست گودرز پیر
که زی دار آید بکردار شیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۵ - برون آمدن گودرز با چهار صد مرد جنگ آور به پای دار گوید
یکی اسب گودرزا زد به تیر
فتاد از بر باره گودرز پیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۵ - برون آمدن گودرز با چهار صد مرد جنگ آور به پای دار گوید
بیاد آمدش نامه زال پیر
بشه گفت دستور روشن ضمیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۵ - برون آمدن گودرز با چهار صد مرد جنگ آور به پای دار گوید
ز شاهان بسی گنج دارند زیر
به شاهان نمایند این چار شیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۵ - برون آمدن گودرز با چهار صد مرد جنگ آور به پای دار گوید
فرستاد بیورد مرد دلیر
برگرد دستان روشن ضمیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۶ - نامه فرستادن لهراسپ به نزدیک گشتاسپ گوید
به نزدیک گشتاسپ آن شیرگیر
که بودی سرافراز تاج و سریر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۶ - نامه فرستادن لهراسپ به نزدیک گشتاسپ گوید
نه کودک بماند نه مرد و نه پیر
چه کشته چه خسته چه برده اسیر
عثمان مختاری » شهریارنامه » بخش ۹۶ - نامه فرستادن لهراسپ به نزدیک گشتاسپ گوید
وز آن پس به گشتاسب تاج و سریر
سپاری و گردی تو خود گوشه گیر
