گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

می صاف دگر در جام کردم

محبت نامه‌ اش زان نام کردم

محبّانه به محبوبی نوشتم

ز طالب سوی مطلوبی نوشتم

بخوانش خوش که اسرار الهی است

معانی بیان پادشاهی است

همه دردت ازو یابد دوائی

بود آئینهٔ گیتی نمائی

به هر صورت به تو حسنی نماید

ز هر معنی تو را عشقی فزاید

کلام دلپذیر عاشقان است

اگر معشوق جوید عاشق آن است

همه عشق است و غیر از عشق خود نیست

بنزد او همه نیک‌ اند و بد نیست

همه عالم به عشق از عشق پیداست

نظر کن عشق در عالم هویداست

نباشد عاشق و معشوق بی عشق

نیابی خالق و مخلوق بی عشق

محب ار وصل محبوبش تمناست

مرادش در محبت می‌شود راست

محب و حب و محبوب ار بدانی

محب را غیر محبوبش نخوانی

اگر دریا وگر موج و حباب است

به نزد ما هه جام شراب است

سبیل ما است میخانه سراسر

اگر می می‌ خوری پیش آر ساغر

به شادی نعمت‌اللّه نوش کن می

که کم یابی حریفی مست چون وی

محبت نامه ‌اش از یاد مگذار

محب خویشتن را یاد می دار

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.