گنجور

شمارهٔ ۱۳

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » مثنویات
 

من ولایت در ولایت دیده ام

خوش ولی ای در ولایت دیده ام

گفتهٔ اهل ولایت گوش کن

جام باده از ولایت نوش کن

چشم از نور ولایت روشن است

در ولایت آن ولایت با من است

با ولایت هر که او همدم بود

در ولایت صاحب اعظم بود

یک دمی بر نور چشم ما نشین

دیدهٔ اهل ولایت را ببین

صورت و معنی که هر دو با من است

از نبوت وز ولایت روشن است

در ولایت هر چه بینی او بود

لاجرم عالم همه نیکو بود

از ولایت تا ولایت یافتم

هر زمانی صد ولایت یافتم

هر که را باشد ولایت از خدا

در ولایت باشد او از اولیا

اسم حق باشد ولی در شرع و دین

هم ولایت وصف او باشد یقین

شد نبوت ختم اما جاودان

باشد این حکم ولایت در میان



🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

پیشنهاد آهنگهای مرتبط از Spotify