گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

گرم و سردی چشیده ام که مپرس

هم به مردی رسیده ام که مپرس

این چنین جام می که می نوشی

دُرد دردی چشیده ام که مپرس

این چنین مست و لاابالی وار

از جهانی رسیده ام که مپرس

سختی گفتم از زبان حبیب

هم به گوشی شنیده ام که مپرس

گل این گلستان سلطانی

هم به دستی بچیده ام که مپرس

گوهری را فروختم به بهاء

جوهری را خریده ام که مپرس

در همه روی روشن سید

آفتابی بدیده ام که مپرس

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

ســراج در ‫۲ سال و ۷ ماه قبل، دو شنبه ۱۳ اسفند ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۸ نوشته:

سختی گفتم از زبان حبیب...
سخنی گفتم از زبان حبیب هم به گوشی شنیده ام که مپرس
سخنی می بایست باشددد!
من در این مدت ایرادات تایپی و املایی زیادی را برای شما از شاعران زیادی نوشتم و گوشزد کردم،متاسفانه با مراجعه به آن صفحات می بینم که هیچ ترتیب اثری داده نشده،باز هم از زحمات بی کران شما سپاسگزاری می کنم برای این مجموعه گرانبها،مانا باشید به مهر...سراج

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.