گنجور

غزل شمارهٔ ۳۰

 
شاه نعمت‌الله ولی
شاه نعمت‌الله ولی » غزلیات
 

در آمد ساقی و آورد جام می برای ما

منور کرد نور او سرای که سرای ما

همه می های میخانه به ما انعام فرمودند

کرم بنگر که الطافش چه ها کرده به جای ما

خراباتست و ما سرمست و ساقی جام می بر دست

حیات جاودان یابی از آن آب و هوای ما

در میخانه بگشادند و داد عاشقان دادند

به حمدالله اجابت شد دعای کدخدای ما

حریف دردمندانیم و دُرد درد مینوشیم

به ماده دُردی دردش که آن باشد دوای ما

چه خوش ذوقیست ذوق ما که عالم ذوق از او یابند

نوای عالمی بخشد نوای بی نوای ما

گدای نعمت اللهیم سلطان همه عالم

بیا و پادشاهی کن ز انعام گدای ما

 


🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

گنجور را در اینستاگرام دنبال کنید.