گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

درین دریا درآ با ما و عین ما به ما میجو

چه می خواهی ازین و آن خدا را از خدا می جو

عجب حالیست حال ما که گه موجیم وگه دریا

به هرصورت که بنماید از آن معنی ما می جو

خراباتست و رندان مست و ساقی جام می بر دست

حریفی گر همی جوئی بیا آنجا مرا می جو

به عشقش گر شوی کشته حیات جاودان یابی

چو جانت زنده دل گردد ز جانت خونبها می جو

در آ در بزم سرمستان می جام فنا بستان

بنوش آب حیاتی و بقائی ز آن فنا می جو

حضور بینوایان است و ما سردار ایشانیم

بیا بنواز ساز ما نوای بینوا می جو

به گرد دو سرا گردی که می جویم نوای خود

بگیر آن دامن خود را مراد دو سرا می جو

اگر درد دلی داری بیا همدرد سید شو

حریف دردمندی شو ز درد او دوا می جو

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.