گنجور

 
شاه نعمت‌الله ولی
 

درد اگر داری دوا از خود بجو

هر چه می جوئی چو ما از خود بجو

تشنه گردی سو به سو جویای آب

غرق آبی آب را از خود بجو

رو فنا شو تا بقا یابی ز خود

چون شدی فانی بقا از خود بجو

از خودی تا چند گوئی با خودآ

خود رها کن رو خدا از خود بجو

گنج در کنج دل ویران ماست

گنج اگرخواهی در آ از خود بجو

صورت و معنی و جام و می توئی

حاصل هر دو سرا از خود بجو

نعمت اللهی و نامت زید و بکر

نعمت الله را بیا از خود بجو

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.