گنجور

 
سیف فرغانی

خداوندا نگارم را بمن ده

نگارم را خداوندا بمن ده

فلان را از میان جمله خوبان

خداوندا کرم فرما بمن ده

من از هستی خود سیر آمدستم

مرا بستان زمن اورا بمن ده

بگیر انصاف من بستانش امروز

وگر نی دامنش فردا بمن ده

رخش خورشید را هر روز گوید

تو معزولی،فرودآ،جا بمن ده

مرا جان از تن و او را زخوبان

تو را سهل است بستان تا به من ده

زمن این یک غزل بستان ببوسی

تو شکر می خور و حلوا بمن ده

تو جانان منی زآن لعل جان بخش

اگر جانی خوهم جانا بمن ده

برای سیف فرغانی نگارا

ز زلفت یک گره بگشا بمن ده

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!