گنجور

 
سیف فرغانی
 

بیاور آنچه دل ما بیکدگر کشدا

بسر کشد آنچه دلم بار او بسر کشدا

غلام ساقی خویشم که بامداد پگاه

مرا زمشرق خم آفتاب بر کشدا

چو تیغ باده برآهختم از نیام قدح

زمانه باید تا پیش من سپر کشدا

چه زر چه سیم و چه خاشاک پیش مرد آن روز

که از میانه سیماب آب زر کشدا

خوش است مستی واز روزگار بی خبری

که چرخ غاشیه مست بی خبر کشدا

اگر بساغر زرین هزار باده کشم

هنوز همت من باده دگر کشدا

در نشاط (من) آنگه گشاده تر باشد

که مست باشم وساقی مرا بدر کشدا

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

مرحوم_فراز_خراسانی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۵ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۱۹ نوشته:

مصرع دوم بیت اول مشکل وزنی داره
لطفا تحقیق و تصحیح بفرمایید

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 
مرحوم_فراز_خراسانی در ‫۶ سال و ۱ ماه قبل، یک شنبه ۵ مهر ۱۳۹۴، ساعت ۰۲:۳۱ نوشته:

فکر کنم اینطوری صحیح تره :
بسرکش آنچه دلم بار او بسر کشدا
باز هم از اساتید فن تقاضا دارم یه نظری رو ارائه کنند

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.