گنجور

 
سیف فرغانی
 

چنان عشقش پریشان کرد ما را

که دیگر جمع نتوان کرد ما را

سپاه صبر ما بشکست چون او

به غمزه تیر باران کرد ما را

حدیث عاشقی با او بگفتیم

بخندید او و گریان کرد ما را

چو بر بط برکناری خفته بودیم

بزد چنگی و نالان کرد ما را

لب چون غنچه را بلبل نوا کرد

چو گل بشکفت و خندان کرد ما را

به شمشیری که از تن سر نبرد

بکشت و زنده چون جان کرد ما را

غمش چون قطب ساکن گشت در دل

ولی چون چرخ گردان کرد ما را

کنون انفاس ما آب حیات است

که از غمهای خود نان کرد ما را

بسان ذرهٔ بی‌تاب بودیم

کنون خورشید تابان کرد ما را

«مرا هرگز نبینی تا نمیری»

بگفت و کار آسان کرد ما را

چو بر درد فراقش صبر کردیم

به وصل خویش درمان کرد ما را

بسان سیف فرغانی بر این در

گدا بودیم سلطان کرد ما را

نسیم حضرت لطفش صباوار

به یکدم چون گلستان کرد ما را

چو نفس خویش را گردن شکستیم

سر خود در گریبان کرد ما را

کنون او ما و ما اوییم در عشق

دگر زین بیش چتوان کرد ما را

mouse با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

format_list_numbered_rtl حذف شماره‌ها | وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی) | search شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | linkرونوشت نشانی | content_copyرونوشت متن | share

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

music_note معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

photo_camera پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، support راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

HALIL در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، جمعه ۱۶ مرداد ۱۳۸۸، ساعت ۱۷:۱۶ نوشته:

manii chatwan lutfen?

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رسته در ‫۱۲ سال و ۳ ماه قبل، شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۸، ساعت ۰۵:۴۳ نوشته:

در جواب خلیل
بیت: 15
چتوان سر هم نویسی چه توان است.
معنای بیت:
اینک در عشق به یکتایی و توحید رسیدم
بیش از این از ما چه می توانی کرد ؟

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

یعقوب خاوری در ‫۱۰ سال و ۱۰ ماه قبل، دو شنبه ۲۰ دی ۱۳۸۹، ساعت ۱۳:۰۶ نوشته:

به نظر می آِید معنای بیت اینگونه زیباتر باشد: من در عشق، نهایت سعی خودم را کرده و او شده ام و به قول دوست عزیز به وحدت رسیده ام، مانند من کیم لیلی و لیلی کیست من، بیش از این چه می توانم کرد یا به عبارت دیگر کاری بیش از این از دست من نمی آید.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

ح ا م د در ‫۹ سال و ۹ ماه قبل، یک شنبه ۲ بهمن ۱۳۹۰، ساعت ۰۲:۳۴ نوشته:

من با شرح آقای خاوری موافق ترم. در هر حال بیت و شعر زیباییست.

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

کمال در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، چهار شنبه ۱۷ اسفند ۱۳۹۰، ساعت ۰۴:۲۳ نوشته:

با سلام
من با تفسیر جناب رسته موافق نیستم
در تمام شعر منظور سیف عشق زمینی و انسانی می باشد عشق زیبا و ساده بین دو انسان
رسیدن به توحید در این شعر کم لطفی به سیف بزرگ می باشد

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

رسته در ‫۹ سال و ۸ ماه قبل، پنج شنبه ۱۸ اسفند ۱۳۹۰، ساعت ۰۴:۵۳ نوشته:

آنان که در عشق غرق شدند گفتند آسمان و زمین بیش از گردی در راه نیست.
کدام عشق زمینی است و کدام عشق آسمانی، ای عزیز؟
عشق برتر از زمین است که زادگاه عشق است ولی آسمان چیست و کیست در راه عشق؟ گردی به راه کاروان!

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

امین کیخا در ‫۸ سال و ۳ ماه قبل، سه شنبه ۸ مرداد ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۹ نوشته:

بی اندازه روان و نغز است به نوشتن سعدی هم می ماند ، درود به هردوان .

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.