گنجور

 
سنایی غزنوی
 

حی و قیوم و قادر و قاهر

اول اول آخر آخر

نطق‌، ابکم بمانده در صفتش

وهم‌، عاجز شده زمعرفتش

نبرد عقل‌ در ‌صفاتش راه

نبود وهم را به ذاتش راه

کی رسد وهم در جهان قدم

که بلند است آستان قدم

نص قرآن شده است ای عاشق

در صفات جلال او ناطق

«شهد الله‌» گواه معرفتش

‌«وحده لاشریک له» صفتش

نه از او زاد کس‌، نه او از کس

«‌قل هو الله‌» دلیل و حجت بس

از مکان و زمان بری ذاتش

محض جهلست نفی و اثباتش

هست واجب وجود او دائم

زآنکه باشد به ذات خود قائم

غایت ملک او نداند کس

همه او و بدو نماند کس

نیست با هیچ چیز پیوندش

نبود جفت‌ و مثل و مانندش

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

نفیسه رضایی در ‫۱۱ سال و ۱ ماه قبل، پنج شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۹، ساعت ۱۱:۳۷ نوشته:

با خط نستعلیق
حی و قیوم و قادر و قاهر نوشته شود
به سبک بسیار زیبا

replyپاسخگویی به این حاشیه flagگزارش حاشیهٔ نامناسب linkرونوشت نشانی حاشیه

 

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.