گنجور

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
عین‌القضات همدانی

یک روز گذر کردم در کوی تو من

ناگاه شدم شیفتۀ روی تو من

بنواز مرا که از پی بوی تومن

ماندم شب و روز در تکاپوی تو من

سید حسن غزنوی

آن رفت که کردمی نگه سوی تو من

خوشدل شدمی بدیدن روی تو من

رو رو که چو آگه شوم از خوی تو من

گر مشک شوی هم نکنم بوی تو من

رفیق اصفهانی

گیرم که ز شوق رخ نیکوی تو من

آیم به نظاره بر سر کوی تو من

کو طالع آنکه سوی من بینی تو

کو زهره ی آنکه بنگرم روی تو من

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه