گنجور

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
سنایی

راحت همه از غمی برانداخته‌ایم

در بوتهٔ روزگار بگداخته‌ایم

کاری نو چو کار عاقلان ساخته‌ایم

نقدی به امید نسیه در باخته‌ایم

میرداماد

مائیم که با فقر و فنا ساخته ایم

در ملک عدم مرکب جان تاخته ایم

از دولت سودای تو بی منت مرگ

خود را ز خودی خویش پرداخته ایم

مشتاق اصفهانی

با فقر ز دنیا نه عبث ساخته‌ایم

وز کشور دولتش برون تاخته‌ایم

کین سنگ غلط کرده ز گوهر در خاک

برداشته‌ایم و باز انداخته‌ایم

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه