گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۸

 
سنایی غزنوی
سنایی » دیوان اشعار » غزلیات
 

راحتی جان را به گفتار ای پسر

آفتی دل را به کردار ای پسر

هر چه باید داری از خوبی ولیک

نیست کردارت چو گفتار ای پسر

مهر و ماهی گر بدندی مهر و ماه

سرو قد و لاله رخسار ای پسر

بشکنی بازار خوبان جهان

چون فرود آیی به بازار ای پسر

خلقی از کار تو سرگردان شدند

تا کجا خواهد شدن کار ای پسر

همچو یعقوبند گریان زان که تو

یوسف عصری به دیدار ای پسر

عشق تو چون پای بند خلق شد

دست را آهسته بردار ای پسر

عاشق‌ست اکنون سنایی بر تو زار

رحم کن بر عاشق زار ای پسر

🖰 با دو بار کلیک روی واژه‌ها یا انتخاب متن و کلیک روی آنها می‌توانید آنها را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.

🖐 شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | 🔍 شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

🎜 معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است ...

📷 پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی، 📖 راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 شما حاشیه بگذارید ...

برای حاشیه‌گذاری باید در گنجور ثبت نام کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.