گنجور

 
سلمان ساوجی
 

وقت سحر از باغ بهشت آمد باد

آورد گلی و در کنارم بنهاد

چون زلف صنم نهاده بودم دامی

ماهی بگذار آمد و در دام افتاد

چو شهناز آن رباعی ساخت بر چنگ

فرو خواند این غزل شکر به آهنگ: