داد از دست تو کاینسان دلربائی میکنی
چوندل از کف میربائی بیوفائی میکنی
کی کند بیگانه با بیگانه در بیگانگی
آنچه با هر آشنا در آشنائی میکنی
هر چه من از درد عشقت میشوم کاهیده تر
حسن خود را دمبدم رونق فزائی میکنی
در نمی آید بچشمم جز تو هر سو بنگرم
بسکه هر جا پیش چشمم خودنمائی میکنی
شدمس رخسارهام در بوته عشق تو زر
مرحبا ای عشق در من کیمیائی میکنی
شانه را بر گو مبادت خالی از کف زلف یار
خوش ز کار عاشقان مشکل گشائی میکنی
عمر بگذشت ونبردم ره بدان قد بلند
تا بکی ای بخت کوته نارسائی میکنی
ناله ات ای نی بسی با نالهٔ من آشناست
همچو من گویا تو هم شرح جدائی میکنی
هر درستی را چو میباشد شکستی در قفا
ای شکسته چند فکر مومیائی میکنی
خانهٔ شه یافتی دلرا مگر کاینسان صغیر
بر در این آستان دایم گدایی میکنی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره درد و حسرت عشق و جدایی است. شاعر از رفتار دلربا و فریبنده معشوق شکایت میکند و میگوید که هر چقدر به خاطر عشقش رنج میکشد، معشوق همچنان بر زیباییاش میافزاید. شاعر در احساس تنهایی و نبود عشق، خود را گم کرده و میگوید که فقط beauty معشوق در نظرش است. او همچنین به بیتوجهی بخت و غم جدایی از معشوق میپردازد و از معشوق میخواهد که در قلبش جایگاهی واقعی بیابد و دیگر او را در اضطراب و گدایی رها نکند.
هوش مصنوعی: از دست تو ناراحتی میکنم زیرا با جذابیتهای خود دل میربایی، در حالی که من را از دست میدهی و این بیوفایی است.
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند با بیگانه در وضعیت بیگانگی ارتباطی برقرار کند، آنچه را که با آشنایان در حالت آشنایی انجام میدهی.
هوش مصنوعی: هر چه من در اثر درد عشق تو کم میشوم و زخمهایم بیشتر میشود، تو به طور مداوم زیباییات را افزایش میدهی و جلوهات را بیشتر میکنی.
هوش مصنوعی: در هر جا که نگاه میکنم، جز تو چیزی نمیبینم، چون تو آنقدر در جلوی چشمان من حاضر هستی که نمیتوانم به غیر از تو به کسی یا چیزی توجه کنم.
هوش مصنوعی: چهرهام مانند طلا در شعلهی عشق تو درخشان شده است. ای عشق، تو در وجود من مانند یک مادهی نایاب و ارزشمند عمل میکنی.
هوش مصنوعی: شانهات را به زلفهای یار رحمت کن و نگذار خالی بماند، زیرا تو با این کار به عاشقان کمک میکنی و مشکلات آنان را حل میکنی.
هوش مصنوعی: عمری گذشت و نتوانستم به مقصود برسم، تا کی ای بخت بدشگون، مانع رسیدن به آرزوها میشوی؟
هوش مصنوعی: صدای نالهات، ای نی، خیلی با نالههای من آشناست. به نظر میرسد تو هم مانند من از جدایی سخن میگویی.
هوش مصنوعی: هر زمانی که شکستی در پشت سر داری، فکر نکن که همیشه میتوانی به حالت اول بازگردی. چرا که در این حال، مانند مومیایی، در تلاش برای بازسازی خود هستی.
هوش مصنوعی: آیا دل تو به خانهٔ شاه راه نیافته است که همچنان به در خانهٔ او بهطور مداوم و با خضوع درخواست میکنی؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا کی ای دلبر تو با ما بیوفایی میکنی
با وجود بیوفایی دلبریایی میکنی
روشنای چشم مایی کی روا باشد چنین
کز من دلداده آهنگ جدایی میکنی
حسبةالله به غور حال مسکینان برس
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.