گنجور

 
صفی علیشاه

إِنَّ اَلْأَبْرٰارَ لَفِی نَعِیمٍ (۱۳) وَ إِنَّ اَلْفُجّٰارَ لَفِی جَحِیمٍ (۱۴) یَصْلَوْنَهٰا یَوْمَ اَلدِّینِ (۱۵) وَ مٰا هُمْ عَنْهٰا بِغٰائِبِینَ (۱۶) وَ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ اَلدِّینِ (۱۷) ثُمَّ مٰا أَدْرٰاکَ مٰا یَوْمُ اَلدِّینِ (۱۸) یَوْمَ لاٰ تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئاً وَ اَلْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلّٰهِ (۱۹)

بدرستی که نیکوکارانند در نعیم (۱۳) و بدرستی که بدکارانند در دوزخ (۱۴) در آیند در آن روز جزا (۱۵) و نباشند آنها از آن غائبان (۱۶) و چه چیز دانا کرد ترا که چیست روز جزا (۱۷) پس چه چیز دانا کرد ترا که چیست روز جزا (۱۸) روزی که مالک نباشند نفسی برای نفسی چیزی را و فرمان روزی چنین مر خدا راست (۱۹)

در بهشت ابرار اندر نعمتند

فاجران در دوزخ اندر محنتند

یوم دین در دوزخ آیند از یقین

نیستند از دوزخ ایشان غائبین

تو چه دانی چیست تا روز حساب

چیست پس روز حساب، ای ذو لباب

باشد آن روزی که نفسی مالک او

نیست بر نفسی به چیزی یک تسو

تا رساند نفع و سازد دفع ضر

هر کسی یابد ز کِشت خویش بر

حکم و فرمان مر خدا را هست پس

بر عذاب و عفو در آن روز و بس