وَ لَمّٰا جٰاءَ مُوسیٰ لِمِیقٰاتِنٰا وَ کَلَّمَهُ رَبُّهُ قٰالَ رَبِّ أَرِنِی أَنْظُرْ إِلَیْکَ قٰالَ لَنْ تَرٰانِی وَ لٰکِنِ اُنْظُرْ إِلَی اَلْجَبَلِ فَإِنِ اِسْتَقَرَّ مَکٰانَهُ فَسَوْفَ تَرٰانِی فَلَمّٰا تَجَلّٰی رَبُّهُ لِلْجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسیٰ صَعِقاً فَلَمّٰا أَفٰاقَ قٰالَ سُبْحٰانَکَ تُبْتُ إِلَیْکَ وَ أَنَا أَوَّلُ اَلْمُؤْمِنِینَ (۱۴۳) قٰالَ یٰا مُوسیٰ إِنِّی اِصْطَفَیْتُکَ عَلَی اَلنّٰاسِ بِرِسٰالاٰتِی وَ بِکَلاٰمِی فَخُذْ مٰا آتَیْتُکَ وَ کُنْ مِنَ اَلشّٰاکِرِینَ (۱۴۴) وَ کَتَبْنٰا لَهُ فِی اَلْأَلْوٰاحِ مِنْ کُلِّ شَیْءٍ مَوْعِظَةً وَ تَفْصِیلاً لِکُلِّ شَیْءٍ فَخُذْهٰا بِقُوَّةٍ وَ أْمُرْ قَوْمَکَ یَأْخُذُوا بِأَحْسَنِهٰا سَأُرِیکُمْ دٰارَ اَلْفٰاسِقِینَ (۱۴۵) سَأَصْرِفُ عَنْ آیٰاتِیَ اَلَّذِینَ یَتَکَبَّرُونَ فِی اَلْأَرْضِ بِغَیْرِ اَلْحَقِّ وَ إِنْ یَرَوْا کُلَّ آیَةٍ لاٰ یُؤْمِنُوا بِهٰا وَ إِنْ یَرَوْا سَبِیلَ اَلرُّشْدِ لاٰ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلاً وَ إِنْ یَرَوْا سَبِیلَ اَلغَیِّ یَتَّخِذُوهُ سَبِیلاً ذٰلِکَ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا وَ کٰانُوا عَنْهٰا غٰافِلِینَ (۱۴۶) وَ اَلَّذِینَ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا وَ لِقٰاءِ اَلْآخِرَةِ حَبِطَتْ أَعْمٰالُهُمْ هَلْ یُجْزَوْنَ إِلاّٰ مٰا کٰانُوا یَعْمَلُونَ (۱۴۷)
و چون آمد موسی بوقت مقرر ما و سخن کرد با او پروردگارش گفت ای پروردگار من بنما مرا که بنگرم بسوی تو گفت هرگز نخواهی دید مرا و لیکن بنگر بکوه پس اگر قرار کرد در جایش پس زود باشد که به بینی مرا پس چون تجلی کرد پروردگارش مر کوه را گردانید آن را ریزهریزه و در افتاد موسی بیهوش شد پس چون بهوش آمد گفت دانم پاک بودنت را بازگشتم بسوی تو و من اول گروندگانم (۱۴۳) گفت ای موسی به درستی که برگزیدم تو را بر مردمان برسالتهایم و کلامم پس بگیر آنچه دادم تو را و باش از شکرگزاران (۱۴۴) و نوشتیم برای او در لوحهای توریت از هر چیزی پندی و بیانی از برای همه چیز پس بگیر آن را بجد و جهد و امر کن قومت را که اخذ کنند به نیکوترش زود باشد بنمایانم شما را سرای فاسقان (۱۴۵) بزودی میگردانم از آیتهای خود آنان را که کبر میورزند در زمین بناحق و اگر ببینند هر آیتی را نمیگروند بآن و اگر بینند راه حقی را نمیگیرند آن را راه و اگر بینند طریق باطلی را میگیرندش راه آن باینست که ایشان تکذیب کردند آیتهای ما را و بودند از آنها بیخبران (۱۴۶) و آنان که تکذیب کردند آیتهای ما را و رسیدن جزای آخرت را نابود شد کردارشان آیا جزا داده میشوند بجز آنچه بودند که میکردند (۱۴۷)
وآنکه در میقات با هفتاد تن
موسی آمد گفت حق با وی سخن
این چنین گویند کز حق میشنید
تا چهل روز او کلام بس مفید
تا نود ألف از حق او اندر خطاب
نکته ها بشنید در نظم و حساب
وین عجب نبود که اندر اربعین
رازها گردد عیا ن بر مرد دین
خاصه گر باشد پیمبر یا ولیّ
سرّ وحدت سازدش حق منجلی
آن تکلّم باشد او را واردات
در مقام کشف اسماء و صفات
هر دم آید وارداتی تازه اش
تا چه باشد سیر او و اندازه اش
در بیان علّم الاسماء به نام
کرده ام تحقیق این معنی تمام
هر بنی آدم که دارد عقل و جان
باشدش از علّم الاسماء نشان
از پدر آموخت چون رفتار او
کشف سازد حق بر او اسرار او
آدم اندر عشق و توبت فرد بود
پای تا سر انکسار و درد بود
رَبنَا إنَّا ظَلَمنَا گفت و رست
چون درستی دیده بود اندر شکست
زآن تضرّع کرد آن دانای راز
آدم و آدم نشان را سرفراز
حق تکلّم کرد با موسی به طور
زآنکه بس در حبّ خود دیدش غیور
چونکه با او خواست آید در کلام
طور را بگرفت ظلمت بالتمام
هفت فرسخ دور او تاریک شد
رفت کثرت ، جان به حق نزدیک شد
ظلمت ار دانی اشارت بر فناست
رستگیِ جان ز قید ماسوی است
دور از وی گفت گردد کاتبین
چون شد از افعال مطلق سوی عین
می نویسند آن دو کاتب در سند
هر چه هست از فعل نیک و فعل بد
در فناء مرد ره از افعال رست
نیست کاتب را در آن احوال دست
غیر آن روحانیان و عرشیان
کس نماند او را به چشم اندر عیان
زآن تجلی جان او بیتاب شد
از کفش سر رشتۀ آداب شد
وصفش اندر وصف حق شد منطمس
گشت پس بر کشف ذاتی ملتمس
رَب أرِنِی گفتن از مشتاقی است
حرص عاشق بر لقای باقی است
نه از جسارت بود و نه از ترک ادب
بل بُد از افزونی عشق و طلب
گفت بنما روی تا بینم تو را
گفت از طمس صفاتی برتر آ
تا تو از خود با خبر در نیّتی
خلق و حق بینی در اثنیّتی
واقفی زآنکه تویی تو، من منم
مَحق نبوی در وجود ذوالمنم
تا نگویی کاین طلب جایز نبود
چون به کشف ذات او فایز نبود
بود جایز، بلکه واجب آن طلب
تا مهیّا بر وصول آید ز رب
گر که مسمومی ز حق تریاق خواست
عیب نبود کو به استحقاق خواست
فرقه ای گویند بهر رفع لوم
که نمود این خواهش او بر میل قوم
ور نه جایز نیست بهر انبیاء
که ز حق خواهند چیزی بر خطاء
چون نمود او این سؤال از عشق و تاب
لن ترانی گفت حقش در جواب
لیک بنگر سوی کوه استوار
گر که ماند در مکانش برقرار
پس مرا باشد که هم بینی تو زود
پس تجلی کرد بر کوهی که بود
در زمان گردید آن کُه ریز ریز
وآن کلیم افتاد بی هوش و تمیز
اوفتاده بود بی هُش تا دو یوم
هم بمردند آنکه با او بُد ز قوم
بود آن کوه و جود موسوی
گفت بین گر ماند آن بر جا جوی
هم بود ممکن که بینی آن جمال
وین بود تعلیق بر امری محال
کوه اندر جای خود اصلا نماند
رفت از خود هستی موسی نماند
گشت یکجا فانی از حیث وجود
پس چو باز آمد به هوش اندر شهود
گشت باقی بر بقای کبریاء
آن بقائی کش ز پی نبود فناء
پس ز نطق وحدت آمد در سخن
گفت زآن باشی تو پاک ای ذوالمنن
که توان دیدن تو را غیر از تو کس
من به سویت بازگشتم این نفس
اول مؤمن منم در جهر و سرّ
بر بزرگی و جلال حق مقر
اهل صف اول اعنی از رجال
کاهل توحیدند و ثابت در کمال
مردن هفتاد تن کشف از فناست
موتوا ان قبل تموتوا گفت راست
بعد از آنکه آن فناشان رخ نمود
مر بقائی از پی، ایشان را نبود
برنگشتند از مقام جمع راز
سوی ملک فرق و کون امتیاز
تا گه موت طبیعی روز و شب
مات و مستغرق بُدند از نور رب
کآن تجلی بود اسباب کمال
کی شود باعث به موت و ضعف حال
هر مریضی یافت صحت زآن ظهور
گشت شیرین آبهای تلخ و شور
هر زمین شوره زاری شد چمن
رَست هر محبوسی از بند محن
پس چرا آن طالبان رؤیتش
مرده باشند از فروغ طلعتش
پس به موسی گفت خلاّق جهان
برگزیدم من تو را بر مردمان
بر پیام و بر کلام خود تمام
پس بگیر آن را عمل کن در مقام
آنچه دادم بر تو از تنزیل و وحی
میرسان آن را به خلق از امر و نهی
پس تو باش از شاکران نعمتم
شکر گو با شاکران در حضرتم
آن کسان که برگزیدم در مقام
هر یک ایشان را ز اخیار و کرام
هم نوشتیم اندر الواح از نمود
آنچه آن واجب ز امر و نهی بود
از هر آن چیز از حلال و از حرام
بود آن پندی مفصل در کلام
هفت لوح آن بود یا ده در نزول
خود به قدر قامتش در عرض و طول
اندر آنها بود ثبت از معنوی
مر تفاصیل وجو د موسوی
از خیال و روح و قلب و عقل و فکر
نکتهها کز حق رسیدش نغز و بکر
چند حرف از وی نگارم مجملی
مر بر آن یابد تذکر عاقلی
« در بیان ده حکم از تورات »
کن مرا تسبیح و تقدیس از جهات
که خدایی غیر من نبود به ذات
شرک ناور شکر من کن مستدام
شکر هم بر والدینت کن به نام
بازگشت جمله چون باشد به من
چون کنی این عیش تو گردد حسن
خون کس ناحق مریز از هیچ راه
کآن تو را باشد حرام و هم گناه
گر که گردی مرتکب بر قتل کس
تنگ گردد بر تو عالم هر نفس
هم مخور از کذب بر نامم قسم
که کنم دورت ز هر توفیق هم
نی گواهی ده به چیزی جز که آن
بشنوی از گوش و بینی بر عیان
زآنکه فردا می دهند اعضای تو
مر گواهی بر دروغت رو به رو
هم مبر بر مردم از چیزی حسد
که به استحقاقشان از من رسد
کآن زمان باشی عدوی نعمتم
دور ماند هر حسود از رحمتم
از زناء شو دور تا زآن احتراز
روزی و رحمت نگیرم از تو باز
هم نبندم بر تو باب آسمان
تیره گردد از زناء مرآت جان
هم مکش ذبحی به جز بر نام من
کآن تو را گردد زیان بر جان و تن
غدر کردن با زن همسایه نیز
بس بزرگ آمد گناهش در تمیز
خواه بر خلق آنچه خواهی بهر خود
وین تو را بر حسن ذات آمد سند
هست در تورات عدل ارجمند
جمله این ده حکم بهر وعظ و پند
گر بر این ده حکم کس عامل شود
نقص زو بیرون رود کامل شود
پس بگیر الواح را با جدّ و جهد
هم به قومت امر کن بر حسن عهد
تا فرا گیرند بر نیکوتر آن
همچو صبر و عفو نزد امتحان
یا هر آن چیزی که در دانش نکوست
یا به نیکی مطلق اندر جستجوست
یعنی آن را کن به نیکویی عمل
بی اضافه و نسبتی در هر محل
هست نیکو امر و نهی ای کز خداست
جمله را جایش عمل کردن بجاست
زود باشد که نمایم بر شما
آن سرای فاسقان را هر کجا
قصر آن فرعون و قومش سر به سر
کز کسان خالی شد و زیر و زبر
زود باشد که بگردانم عیان
هم ز آیت های قدرت بر نشان
آن کسان را که تکبّر میکنند
در زمین بر غیر حق وز ناپسند
کبرشان یعنی به استحقاق نیست
کبر بر حق کبر مسکین بر غنی است
ور ببینند این گروه سرکشان
کل آیتهای ما را بر عیان
تا به وحدانیّت خود برملا
کشف سازم هم به صدق انبیا
نگروند ایشان بر آنها از عناد
ور ببینند آن گرُه راه رشاد
مینگیرند آن ره ار بینند لیک
راه گمراهی بر آن پویند نیک
این بر آن باشد که تکذیب از خطا
این کسان کردند بر آیات ما
از غرض بودند از آن بیخبر
تا کنند از عبرتی در وی نظر
بود آن غفلت ز حقد شومشان
نی که نبود امر حق معلومشان
کرد تکذیب آنکه بر آیات ما
هم به دار آخرت یعنی لقا
شد تباه اعمالشان از جزء و کل
نیستشان نفعی ز طاعت در سبل
مر جزاء داده شوند آیا جز آن
که عمل کردند از سود و زیان
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: خلاصهای از متن:
وقتی موسی به وعدهگاه پروردگارش رسید و از او درخواست کرد که خود را به او نشان دهد، خداوند فرمود که نمیتوانی مرا ببینی، اما به کوه نگاه کن. اگر کوه در جای خود ثابت بماند، شاید بتوانی مرا ببینی. زمانی که خدا بر کوه تجلی کرد، کوه متلاشی شد و موسی بیهوش افتاد. پس از به هوش آمدن، از خداوند درخواست آمرزش کرد و گفت که او نخستین مؤمن است. خداوند از موسی خواست که رسالت و کلامش را بپذیرد و به شکرگزاری بپردازد و گفت که در الواح از هر چیزی پند و دستوراتی نوشته شده است.
اینجا به مسأله بزرگی اشاره شده است: کسانی که آیات خدا را انکار میکنند و بر حق تکبر میورزند، مورد غضب خدا قرار میگیرند و اعمالشان نابود میشود. آنگاه موسی با جمعیتی به کوه آمده و در جستجوی علم و حکمت است، و دیدار با حقایق برای او عیان میشود. این واقعه نشاندهنده اهمیت ایمان، شکرگزاری، و پیروی از دستورات الهی است.
در نهایت، تأکید میشود که آنانی که به آیات خدا و بیداری آخرت بیتوجهند، تنها به آنچه که خود انجام دادهاند پاداش خواهند گرفت.
هوش مصنوعی: هنگامی که موسی به وعدهگاه ما آمد و پروردگارش با او سخن گفت، گفت: پروردگارا، به من نمایش بده که تو را ببینم. خداوند فرمود: هرگز نمیتوانی مرا ببینی، اما به کوه نگاه کن؛ اگر آن ثابت ماند، تو هم مرا خواهی دید. وقتی که پروردگارش به کوه تجلی کرد، آن را در هم کوبید و موسی بیجان روی زمین افتاد. هنگامی که به خود آمد، گفت: تو را پاک و منزه میدارم! به تو بازمیگردم و من نخستین مؤمنان هستم. خداوند گفت: ای موسی، من تو را بر دیگران برگزیدم به خاطر پیامهای خودم و بخاطر سخنانم. آنچه را که به تو دادهام بگیر و از شکرگزاران باش. ما در الواح، از هر موضوعی موعظه و تبیین نوشتیم. آنها را با قدرت بگیر و به قوم خود بگو که بهترین آنها را بگیرند؛ به زودی شما را به سرای فاسقان نشان میدهم. من آیات خود را از کسانی که در زمین بدون حق تکبر میکنند، دور میکنم. اگر همه آیات را ببینند، به آن ایمان نمیآورند و اگر راه هدایت را ببینند، آن را انتخاب نمیکنند و اگر راه گمراهی را ببینند، آن را انتخاب میکنند. این به این دلیل است که آنها آیات ما را انکار کردند و از آن غافل بودند. و کسانی که آیات ما و ملاقات آخرت را انکار کردند، اعمالشان نابود میشود. آیا جز آنچه انجام میدادند، مجازات خواهند شد؟
هوش مصنوعی: موسی در زمان مقرر به ملاقات پروردگارش آمد و با او سخن گفت. او از خدا خواست که خود را به او نشان دهد، اما خدا پاسخ داد که هرگز نخواهد توانست او را ببیند. خدا به موسی گفت که به کوه نگاه کند و اگر کوه در مکان خود ثابت بماند، ممکن است او را ببیند. وقتی تجلی خدا بر کوه انجام گرفت، کوه به صورت ریزهریز درآمد و موسی بیهوش شد. وقتی به هوش آمد، گفت که به پاکی خدا پی برده است و به سوی او بازگشت و خود را از نخستین مؤمنان دانست. خدا به او فرمود که او را برگزیده و به او رسالت و کلامش را داده است، و به او سفارش کرد که چیزی را که به او داده است بگیرد و شکرگزار باشد. همچنین خدا در لوحهایی به او فرمود که هر گونه پند و راهنمایی را برای قومش در نظر بگیرد و از آنچه خوب است پیروی کنند. خدا هشدار داد که کسانی که در زمین به ناحق تکبر میورزند، به زودی عذاب خواهند شد و اگر آیاتش را ببینند، ایمان نخواهند آورد. در نهایت، کسانی که آیات خدا را انکار کردهاند، در اعمالشان نابود خواهند شد و تنها به همان اندازه که عمل کردهاند، جزا خواهند دید.
هوش مصنوعی: آن کسی که در موعد مشخص، با هفتاد نفر از موسی آمد، گفت که حق با اوست و دارد سخن میگوید.
هوش مصنوعی: این طور گفته میشود که او به مدت چهل روز از حق آموخت و سخنانش بسیار ارزشمند و مفید بود.
هوش مصنوعی: او در گفتگو و بحثهایش نکتههای زیادی از حقیقت شنیده و در قالب نظم و حساب بیان کرده است.
هوش مصنوعی: این شگفتی نیست که در روزهای چهارشنبه رازهایی برای عالم دین آشکار شود.
هوش مصنوعی: به ویژه اگر آن شخص پیامبر یا ولیّ باشد، حقایق و رازهای وحدت در او به وضوح نمایان میشود.
هوش مصنوعی: آن گفتوگو و سخن گفتن، به او در مقام درک و شناخت نامها و صفات الهی کمک میکند.
هوش مصنوعی: هر لحظه چیز جدیدی وارد زندگیام میشود، اکنون ببینم که چقدر میتواند او را سیر کند و کم و زیادش چه میزان است.
هوش مصنوعی: در مورد شناخت نامها و اصل آنها، به طور کامل تحقیق کردهام.
هوش مصنوعی: هر انسانی که دارای عقل و روح است، باید نشانهای از علم نامها داشته باشد.
هوش مصنوعی: این بیت به این معنی است که فرد از پدر خود یاد میگیرد که چگونه با دیگران رفتار کند و از طریق این رفتار، رازهای حقیقت برای او آشکار میشود.
هوش مصنوعی: انسان در عشق به تو به طور کامل تسلیم و شکست خورده است و پر از درد و رنج است.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ، ما به خود ظلم کردیم، اما وقتی که درستی را دید، آزاد شد.
هوش مصنوعی: آن حکیم بزرگ به خاطر زاری و درخواست انسانی، به او و ذات انسانیاش افتخار و عزت بخشید.
هوش مصنوعی: خداوند با موسی صحبت کرد و این گفتگو به خاطر عشق شدیدش به او بود.
هوش مصنوعی: وقتی او تصمیم گرفت که با او سخن بگوید، تاریکی کامل بر کوه طور سایه افکند.
هوش مصنوعی: فاصلهٔ زیادی بین او و تاریکی ایجاد شد، اما با دوری از کثرت، روح به حقیقت نزدیکتر گردید.
هوش مصنوعی: اگر ظلمت را بشناسی، میفهمی که نشانهای از فناست. رهایی روح از قید چیزهای غیر از خود است.
هوش مصنوعی: نویسندگان وقتی از وجود او دور میشوند، به وصف اعمالش میپردازند و به او نگاه میکنند.
هوش مصنوعی: دو کاتب در سندی هر چه که هست را ثبت میکنند، از کارهای نیک و بد.
هوش مصنوعی: در حالتی که انسان در حالت فنا و از بین رفتن خود قرار میگیرد، نمیتواند از کارهایی که انجام داده آزاد شود، مانند کاتبی که در آن مواقع، دیگر دستی بر کار ندارد.
هوش مصنوعی: غیر از روحانیان و افرادی که در آسمان هستند، هیچکس دیگر او را به وضوح و به چشم نمیبیند.
هوش مصنوعی: به خاطر تماشای نور و جلوههای جان او، دل از دست رفت و از راه و شیوههای معمولی دور شد.
هوش مصنوعی: این شعر به این معناست که وقتی توصیف زیبایی و حقیقت آن شخص به حدی عمیق میشود که دیگر مشخص نیست، در آن لحظه، به شناخت و درک واقعی ذات او نزدیک میشویم.
هوش مصنوعی: در اینجا، درخواست دیدن، نشانهای از longing و اشتیاق عاشق به ملاقات و درک معشوق است. عشق به چیزی جاویدان و ابدی در دل عاشق، نشاندهندهی تمایل او برای نزدیکتر شدن به حقیقت و معنا است.
هوش مصنوعی: این عمل نه به خاطر بیادبی و جسارت بود، بلکه ناشی از شدت عشق و اشتیاقی بود که وجودم را پر کرده بود.
هوش مصنوعی: او گفت: «رویت را نشانم بده تا تو را ببینم.» و او پاسخ داد: «از ویژگیهای پنهان فراتر است.»
هوش مصنوعی: تا زمانی که از درون خود آگاه نشوی، نه میتوانی مخلوق و نه خالق را به درستی بشناسی.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که من به حقیقت وجود خود آگاه هستم و میدانم که در کنار وجود تو که حقیقتی بزرگتر است، موقعیتم چگونه است. من خودم را در این رابطه درست و حقیقی میشناسم و به مقام و جایگاه تو نیز احترام میگذارم.
هوش مصنوعی: تا زمانی که نگویی که این خواسته و طلب درست نیست، زیرا به شناخت و درک واقعی او نرسیدهای.
هوش مصنوعی: طلب و درخواست محبوب و مقصود از سوی دل، نه تنها ممکن است، بلکه ضرورت و واجب است تا زمانی که شرایط برای رسیدن به آن فراهم شود.
هوش مصنوعی: اگر کسی از زهر مسموم شده باشد و برای درمان به تریاق درخواست کند، اشکالی ندارد چون او به حق و با دلیل خواسته است.
هوش مصنوعی: گروهی میگویند برای جلوگیری از سرزنش، که این خواهش او بر اساس تمایل مردم نمایش داده شده است.
هوش مصنوعی: اگر قرار باشد انبیا از حقیقت چیزی بخواهند، جایز نیست که دچار خطا شوند.
هوش مصنوعی: زمانی که او از عشق و شوق خود پرسید، حق پاسخ داد که هرگز مرا نخواهی دید.
هوش مصنوعی: اما به کوه محکم و استوار نگاه کن که چگونه در جای خود ثابت و برقرار مانده است.
هوش مصنوعی: پس من باید زودتر تو را ببینم، زیرا روشنایی وجودت بر کوه نمایان شد.
هوش مصنوعی: زمانی فرارسید که آن کوه به تکهتکه شد و کلیم (موسى) به حالت بیهوشی و عدم درک افتاد.
هوش مصنوعی: او بیهوش افتاده بود و دو روز گذشت تا اینکه افرادی که با او بودند، مُردند.
هوش مصنوعی: کوهی که جود موسوی دربارهاش سخن گفت، اگر باقی بماند، به مانند جوی آب به نظر میرسد.
هوش مصنوعی: اگر ممکن بود که آن زیبایی را ببینی، این امر معلق بر چیزی غیرممکن است.
هوش مصنوعی: کوه در جای خود باقی نماند و از وجود خودش خارج شد، اما وجود موسی باقی ماند.
هوش مصنوعی: در یکجا وجودش تمام شد و نابود گردید، سپس وقتی دوباره به هوش آمد، در درک و شناخت خود دوباره زنده شد.
هوش مصنوعی: همیشه و همواره، تنها باقی و پایدار، majesty و عظمت خداوند است، زیرا چیزی که به دنبال او باشد، هرگز زائل نمیشود.
هوش مصنوعی: از سخن گفتن دربارهٔ وحدت بر میآید که تو باید در پاکی بماندی، ای بخشندهٔ بزرگ.
هوش مصنوعی: کسی جز تو قدرت دیدن تو را ندارد، من با این نفس به سمت تو بازگشتم.
هوش مصنوعی: من در پنهان و آشکار، نخستین مؤمنی هستم که به عظمت و بزرگی خدای حق اعتراف میکنم.
هوش مصنوعی: افراد صف اول به معنای مردان با ایمان و با ثبات در اعتقاد به وحدت خداوند و در کمالات انسانی هستند.
هوش مصنوعی: مرگ هفتاد نفر نشاندهنده این است که فنا و زوال واقعی وجود ندارد. مرگ را به قبل از مرگ تجربه کنید تا حقیقت را دریابید.
هوش مصنوعی: پس از اینکه فنا و زوال آنها آشکار شد، دیگر بقایی برایشان وجود نداشت.
هوش مصنوعی: آنها از جایگاه مشترک حقیقت و راز به عقب برنگشتند، زیرا تفاوتها و ویژگیهای جهان و موجودات دیگر را درک کردند.
هوش مصنوعی: در آن زمان که مرگ طبیعی در حال رخ دادن بود، روز و شب به شدت تحت تأثیر نور الهی غرق شده و مات شده بودند.
هوش مصنوعی: این تجلی که بر کمال و زیبایی دلالت دارد، چگونه میتواند منجر به مرگ و ناتوانی شود؟
هوش مصنوعی: هر بیماری که بهبود پیدا کرد، از آن نشان پیدا شد که آبهای تلخ و شور به شیرینی تبدیل شدند.
هوش مصنوعی: هر زمینی که خشک و خالی بود، به باغ و چمن تبدیل شد و هر کسی که در بند مشکلات و سختیها بود، آزاد شد.
هوش مصنوعی: چرا آن کسانی که به دنبال دیدن او هستند، از نور و زیبایی چهرهاش جانشان گرفته شده باشد؟
هوش مصنوعی: پس خداوند به موسی گفت: «من تو را برگزیدم تا برای مردم راهنما و هدایتگر باشی.»
هوش مصنوعی: پیام و صحبتهای خود را به طور کامل پس بگیر و در عمل در مقام خود به آنها جامه عمل بپوشان.
هوش مصنوعی: هر چیزی که من از وحی و نازل شدهها به تو دادم، آن را به مردم برسان و آنچه درباره دستورات و نهیهاست را به آنان آموزش بده.
هوش مصنوعی: پس تو نیز از سپاسگزاران نعمتهایم باش و در حضورم همراه با دیگر شاکران، شکرگزاری کن.
هوش مصنوعی: افرادی که من انتخاب کردهام، در مقام و جایگاه خود از بهترینها و شریفترینها هستند.
هوش مصنوعی: ما آنچه را که لازم بود از دستورات و نهیها، بر روی لوحها نوشتیم.
هوش مصنوعی: هر چیزی که حلال و حرام دارد، در کلام حکمتآموزی عمیق و دقیقی نهفته است.
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی اشاره شده که تعداد لوحها که میتواند هفت یا ده باشد به اندازه قامت خود در ابعاد عرض و طول نازل شدهاند. این بیان به نوعی به تناسب و اندازهگیری وجود در سطوح مختلف اشاره دارد.
هوش مصنوعی: در میان آنها چیزی نوشته شده است که جزئیات وجود موسوی را بیان میکند.
هوش مصنوعی: از تفکرات و احساسات و اندیشهها و عقل انسان، نکاتی زیبا و تازه ناشی از حقیقت به وجود آمده است.
هوش مصنوعی: تعدادی کلمه از معشوقم بهطور مختصر میتواند به یاد عاقلانهای بیفتد.
هوش مصنوعی: در اینجا به تفسیر ده دستور از کتاب مقدس تورات پرداخته میشود.
هوش مصنوعی: مرا در هر جهت پاک و مقدس بدان، زیرا که جز من ذات خدایی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: شرک را از زندگیام دور کن و همیشه شکر و سپاسگزاری خود را به خاطر خانوادهات حفظ کن.
هوش مصنوعی: اگر همه چیز به من بازگردد، تو چگونه میخواهی این لذت را به زیبایی تبدیل کنی؟
هوش مصنوعی: هیچکس را به ناحق نکش، چون این کار هم بر تو حرام است و هم گناه.
هوش مصنوعی: اگر به قتل کسی متهم شوی، هر لحظه بر تو دنیا تنگتر خواهد شد.
هوش مصنوعی: اگر به دروغ بر نام من چیزی بگویی، قسم میخورم که هر توفیقی که داری را از تو دور کنم.
هوش مصنوعی: عشق و حقیقت را تنها با تجربه مستقیم و مشاهده خودت بشناس، نه اینکه فقط به حرفهای دیگران بسنده کنی. آنچه را که خودت با چشمانت میبینی و میشنوی، میتواند تو را به درک بهتری از واقعیت راهنمایی کند.
هوش مصنوعی: زیرا فردا اعضای بدنت بر دروغهای تو شهادت خواهند داد و به مقابله با تو خواهند ایستاد.
هوش مصنوعی: از دیگران حسد نبر که آنچه به شایستگی آنها میرسد، از من هم میتواند برسد.
هوش مصنوعی: اگر در آن زمان که نعمتهای من به تو میرسد، دشمنی کنی، حسودان هم از رحمت من دور خواهند ماند.
هوش مصنوعی: از زنا دوری کن تا اینکه روزی به رحمت تو دیگر ناشی از آن نباشم.
هوش مصنوعی: اگر در دل خود در برابر تو را ببندم، آسمان بر من تیره خواهد شد و روشنایی جانم از بین میرود.
هوش مصنوعی: جز نام من بر کسی قربانی نکن، زیرا این کار تو را به آسیب روح و جسم میکشاند.
هوش مصنوعی: خیانت به همسایه، به ویژه وقتی که آن همسایه زن باشد، گناهی بسیار بزرگ و قابل توجه به حساب میآید.
هوش مصنوعی: هر طور که میخواهی میتوانی برای خود عمل کنی، اما این به ذات نیکو و زیبای تو اعتبار و مدرک میدهد.
هوش مصنوعی: در تورات، اصول عدالت و ارجمندی وجود دارد و این ده حکم به منظور آموزش و پند دادن به مردم تنظیم شده است.
هوش مصنوعی: اگر در این سرزمین حکمی از سوی کسی اجرا شود، نقصها از آن جا دور شده و همه چیز به کمال خواهد رسید.
هوش مصنوعی: پس با جدیت و تلاش الواح را بگیر و به قوم خود دستور بده که به حسن پیمان وفادار باشند.
هوش مصنوعی: برای رسیدن به ویژگیهای بهتر، مانند صبر و بخشش، باید در شرایط سخت و امتحانها تجربه کسب کرد.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در علم خوب و پسندیده باشد یا به دنبال نیکی مطلق باشد.
هوش مصنوعی: یعنی آن کار را با نیکی انجام بده و بدون هیچ گونه افزودنی و نسبتی در هر مکان.
هوش مصنوعی: امر و نهی الهی خوب و پسندیده است و همه باید در جای خود به آن عمل کنند.
هوش مصنوعی: به زودی آن خانهي فاسقان را در هر کجا برای شما نشان خواهم داد.
هوش مصنوعی: قصر فرعون و قومش به طور کامل خالی و ویران شد.
هوش مصنوعی: به زودی من میتوانم نشانههای قدرت را به وضوح آشکار کنم.
هوش مصنوعی: افرادی که در زمین به غرور و خودبزرگبینی میپردازند، در واقع بر پایهی نادرست و ناپسند رفتار میکنند.
هوش مصنوعی: خود بزرگ بینی آنها ناشی از ادعای غیر منطقیشان است؛ این arrogance به این معناست که احساس superiority میکنند در حالی که واقعاً استحقاقی ندارند. این حالت شبیه به خودپسندی فردی فقیر است که بخواهد بر فرد ثروتمند فخر بفروشد.
هوش مصنوعی: اگر این گروه سرکش آیات ما را به وضوح ببینند، چه خواهند کرد؟
هوش مصنوعی: من میخواهم با بیان صادقانهام، حقیقت یکتایی خدا را آشکار کنم، همانطور که پیامبران نیز چنین کردند.
هوش مصنوعی: اگر اصرار و دشمنی آنها را نادیده بگیریم و به آن جمع قوی و خردمند نگاه کنیم، میتوان به راه درست هدایت شد.
هوش مصنوعی: اگر در مسیر درست قرار بگیرند، آن را خواهند گرفت، اما در عوض ممکن است به سمت راههای نادرست بروند.
هوش مصنوعی: این به آن معناست که این افراد، در مورد آیات ما، به اشتباه برآن شدند که به دروغ به ما اتهام بزنند.
هوش مصنوعی: آنها قصد داشتند که بدون آگاهی از واقعیت، نگاهی به او بیندازند تا از او درس عبرت بگیرند.
هوش مصنوعی: غفلت آنها ناشی از کینه و حسدشان بود، نه به این خاطر که فرمان حق برایشان روشن نبود.
هوش مصنوعی: آن کسی که به آیات ما در روز قیامت کافر است، در واقع خود را از ملاقات و دیدار الهی محروم کرده است.
هوش مصنوعی: اعمال آنها خراب شده و از هیچ یک از اجزا و کل کارهایشان سودی از عبادت در راهها نیست.
هوش مصنوعی: آیا جزای انسانها تنها بر اساس اعمالشان خواهد بود، چه نیک و چه بد؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.