وَ قٰالُوا لَنْ یَدْخُلَ اَلْجَنَّةَ إِلاّٰ مَنْ کٰانَ هُوداً أَوْ نَصٰاریٰ تِلْکَ أَمٰانِیُّهُمْ قُلْ هٰاتُوا بُرْهٰانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صٰادِقِینَ (۱۱۱) بَلیٰ مَنْ أَسْلَمَ وَجْهَهُ لِلّٰهِ وَ هُوَ مُحْسِنٌ فَلَهُ أَجْرُهُ عِنْدَ رَبِّهِ وَ لاٰ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لاٰ هُمْ یَحْزَنُونَ (۱۱۲)
و گفتند هرگز داخل نمیشود بهشت را مگر هر کس باشد یهود یا ترسا اینست آرزوهاشان بگو بیاورید حجت خود را اگر باشید راستگویان (۱۱۱) آری آنکه خالص کرد وجهش را برای خدا و او نیکوکار است پس از برای اوست مزد او نزد پروردگارش و نیست بیمی بر ایشان و نه ایشان غمگین میشوند (۱۱۲)
در جنان گفتند داخل غیر هود
کس نگردد یا نصاری هر که بود
یعنی آن گوید به ما جنّت رواست
وین به خود راجع کند کز بهر ماست
این اباطیل است و کذب و آرزو
نیست جنّت بهر این یا بهر او
گو بیارید ار شما را حجتی است
راست می گویید و قول از قوّتی است
گو بر ایشان گر به دعوی صادقید
چیست برهان که به جنّت لایقید
آری آن کو کرده خالص وجه خویش
بهر حق او محسن است و پاک کیش
پس ورا اجری است از پروردگار
که ز خوف و حزن دور است آشکار
وجه خالص همّت مردانه راست
پاک کردن از مفاسد دانه راست
تا نیازارد دهان از ریگ و خاک
دانه ها را میکنی ناچار پاک
فعل خود عارف چنین خالص کند
تا مباد اعمال خود ناقص کند
بر جهاد آید چو نوبت بی خلاف
تن برهنه میرود سوی مصاف
نیست چشمش جز به امر دادگر
غالب و مغلوب نآرد در نظر
هر عمل را این چنین للّه کند
فکرت از پاداش او کوته کند
واندر او باشد اگر نقصان و ریب
سعی دارد تا کند پاکش ز عیب
کشته گشتن پیش او کمتر شی است
خوف و حزنش پس ز موجودی کی است
این چنین کس کی به یاد جنّت است
بند جانش بندگی و خدمت است
کی به دل آرد که جنّت بهر ماست
یا که جنّت هست جایی و آن کجاست
عاشق است او ، جمله هوشش پیش اوست
کآورد از بهر او پیغام دوست
تا چه باشد حکم محبوب ای عزیز
جان به کف دارد که گویندش بریز
او نخواهد غیر از این چیز دگر
بلکه هیچش نیست تمییز دگر
ای خوشا گر گفته باشد یارشان
سر برند و برکشند از دارشان
رفته رفته، رفت دل شوری رسید
مر نمک بر زخم ناسوری رسید
هل جنان را بر نصاری و یهود
که ز صد دوزخ مرا آتش فزود
جنّت و دوزخ بمان بر عقل خام
من ندانم آتش از برد و سلام
آتش رخسار یار دلفروز
شعله ور گشتم به جان پرده سوز
تا رهم از دوزخ و جنّت در او
نه غضب بشناسم از رحمت در او
هر چه خواهد گو به ما دلبر کند
گر بسوزد ور به سر افسر کند
من نه از سر واقفم نز افسرش
محو و مستم بر جمال انورش
هر دمی بنمایدم روی دگر
در غمش آموزدم خوی دگر
عشق آمد وقت میدان تازی است
پیش رویش نوبت جانبازی است
هر چه تازم از پی اش، گوید بتاز
هر چه بازم جان بر او گوید بباز
بگذرم چون از مکان و لامکان
آردم بر گام اول همچنان
بنددم پر کز یهود افسانه گو
شرح عنقا هِل، ز مرغ خانه گو
باز چون نوبت رسد می خوانمت
سوی آن قافی که دانی رانمت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن به بحثی درباره ورود به بهشت و شرطهای آن میپردازد. گروهی میگویند که تنها یهودیان و مسیحیان به بهشت راه مییابند و از دیگران پذیرایی نمیشود. در پاسخ به این ادعا، از آنان خواسته میشود که دلایل و مدارک خود را ارائه دهند. در واقع، آنهایی که خالصانه برای خدا کار میکنند و نیکو هستند، پاداشی بزرگ از پروردگار خود خواهند داشت و نه ترسی بر آنان است و نه باید غمگین شوند.
نویسنده بیان میکند که عمل خالص برای خدا و نیت درست، مهمتر از سپرهای قومی یا دینی است. او همچنین اشاره میکند که افرادی که با عشق و فداکاری در پی رضایت خداوند هستند، بهشت و جهنم را محدود به درک مادی خود نمیدانند و به عشق الهی بیشتر میاندیشند تا تمایزها و تقسیمات دینی. در نهایت، او به اهمیت عشق و فداکاری در این مسیر میپردازد و تأکید میکند که هدف اولیه باید خدمت به محبوب و رسیدن به او باشد.
هوش مصنوعی: آنها گفتند که هیچکس جز یهودیها و مسیحیها به بهشت نخواهد رفت. این تنها آرزوهای آنهاست. بگو: اگر راست میگویید، دلیل و برهان خود را بیاورید. بله، هر کس خود را تسلیم خدا کند و نیکوکار باشد، پاداش او نزد پروردگارش خواهد بود و بر آنها هیچ ترسی نیست و غمگین نخواهند شد.
هوش مصنوعی: آنها گفتند هیچکس جز یهودیان یا نصرانیان به بهشت وارد نمیشود؛ این آرزوها و ادعاهایشان است. به آنها بگو: اگر راست میگویید، دلیلتان را بیاورید. آری، کسی که نیتش را خالص برای خدا کرده و عمل صالح انجام دهد، پاداشش نزد پروردگارش محفوظ است و نه ترسی بر آنهاست و نه غمگین میشوند.
هوش مصنوعی: در بهشت گفتهاند که هیچکس جز مسلمانان وارد نخواهد شد و غیر از آنها، هیچکس دیگری نمیتواند وارد شود، خواه یهودی باشد یا نصرانی.
هوش مصنوعی: آن شخص به ما میگوید که بهشت برای ما مناسب است و در عوض، به خود مینگرد و این را به خودش مربوط میداند که به خاطر ما فراهم شده است.
هوش مصنوعی: این گفتهها بیاساس و دروغ است و به بهشت مربوط نمیشود، نه برای او و نه برای دیگران.
هوش مصنوعی: اگر دلیلی دارید، آن را بیاورید. شما درست میگویید و به ادعای خود قدرت دارید.
هوش مصنوعی: اگر شما واقعاً در ادعای خود درست میگویید، دلیل شما چیست که به بهشت شایسته هستید؟
هوش مصنوعی: کسی که نیتش را خالصانه برای خدا کرده باشد، در حقیقت فردی نیکخواه و پاکمنش است.
هوش مصنوعی: پس از آن، مزد و پاداشی از سوی پروردگار برای او وجود دارد که از ترس و غم دور است و نمایان میشود.
هوش مصنوعی: پیمودن راهی که برای یک مرد با همت واقعی مناسب است، پاکسازی دل از آلودگیها و ناپاکیهاست.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دهان تو از سنگ و خاک آزار نبیند، ناگزیر دانهها را تمیز میکنی.
هوش مصنوعی: عمل خود عارف باید به قدری پاک و خالص باشد که باعث نقص در اعمالش نشود.
هوش مصنوعی: به هنگام جنگ، وقتی نوبت فرا میرسد، بدون هیچ تردیدی انسان عاری از زره و تجهیزات وارد نبرد میشود.
هوش مصنوعی: چشمان او تنها به حکم و فرمان دادگر دوخته شده و هیچ چیز دیگری را در نظر نمیآورد.
هوش مصنوعی: هر کاری را برای خدا انجام بده، زیرا ذهن انسان از پاداشهای او محدود و کوچک میشود.
هوش مصنوعی: اگر در او نقص یا شکستی وجود داشته باشد، تلاش میکند تا او را از عیبها پاک کند و به کمال برساند.
هوش مصنوعی: مردن در مقابل او از ترس و اندوه کمتر است، پس از وجود چه چیز دیگر میتواند باشد؟
هوش مصنوعی: کسی که چنین روحیهای دارد، به یاد بهشت نیست؛ او تمام وجودش در خدمت و بندگی ست.
هوش مصنوعی: کیست که به دل راه میدهد که بهشت برای ماست یا اینکه بهشت جایی وجود دارد و آن مکان کجاست؟
هوش مصنوعی: او عاشق است و تمام توجهاش متوجه محبوبش است، به طوری که پیام عشق را به خاطر او به همراه میآورد.
هوش مصنوعی: ببینیم سرنوشت معشوق چه حکمی درباره ما دارد، ای عزیز که جانم برایت در دست است، که اگر بگوید، همه چیز را رها کن.
هوش مصنوعی: او نمیخواهد هیچ چیز دیگری جز همین را، و او هیچ تفاوت و تمایزی را نمیخواهد.
هوش مصنوعی: ای کاش اگر محبوبانشان چیزی بگویند، آن را بر سر بگذارند و از دار خودشان بالا برند.
هوش مصنوعی: به تدریج، احساسات شدید کاهش یافت و آرامش به دل رسید، همانطور که نمک بر زخم عمیق اثر میگذارد.
هوش مصنوعی: آیا بهشت را بر نصاری و یهودیانی که از عذاب جهنم، آتش مرا بیشتر میکنند، تربیت میکنی؟
هوش مصنوعی: بهشت و جهنم برای ذهن نادان من فرقی ندارد، نمیدانم که آتش چه تأثیری دارد و سلام چیست.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جذابیت چهره محبوبم، آتش عشقی در وجودم ایجاد شده که به شدت میسوزد و جانم را تحت تأثیر قرار داده است.
هوش مصنوعی: من از جهنم و بهشت عبور میکنم و در وجود او نه از خشم خبری دارم و نه از رحمت.
هوش مصنوعی: هر چه دلبر بخواهد، ما آمادهایم که گوش دهیم، حتی اگر این خواسته باعث آزردگی ما شود یا درد و رنج به همراه داشته باشد.
هوش مصنوعی: من از طریق عقل و دانش خود به جایگاهی نرسیدهام، بلکه به خاطر جذبهی زیبایی و نور او در حال حیرت و شگفتی هستم.
هوش مصنوعی: هر لحظه او را به شکلی جدید به من نشان میدهد و من در غم او، از ویژگیهای او چیزهای جدیدی میآموزم.
هوش مصنوعی: عشق مثل یک میدان نبرد است که باید در آن جانفشانی کرد و دل به کار سپرد.
هوش مصنوعی: هر چقدر که به دنبال او بروم، او میگوید بیشتر برو و هر زمانی که از او دور شوم، جانم میگوید باید از او دور نشوی.
هوش مصنوعی: میگذرم از جایی که هستم و از بیمکانی به تجربهای میرسم که از همان ابتدا شروع میشود.
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به داستانهای افسانهای و غیرواقعی اشاره میکند که از یهودیان نقل میشود، و از طرفی به مرغهای داخل خانه اشاره میکند که نشان دهنده واقعیتهای عادی و ملموس زندگی است. به نوعی بین حقیقت و خیال، واقعیتهای روزمره و افسانهها تضاد وجود دارد. شاعر میخواهد بگوید که به جای گوش دادن به داستانهای دور و دراز، باید حقیقتهای نزدیک و واقعی را در نظر گرفت.
هوش مصنوعی: زمانی که دوباره نوبت برسد، تو را به سوی آن قافیه ای میخوانم که به خوبی از آن آگاهی داری.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.