گشت نفس مطمئن با روح باز
رفت دل در سیر عشق دلنواز
میرود بازم دل از کف ره کنید
یار مشکین طرّه را آگه کنید
میروم یا می برندم شیرها
با کمند عشق و با زنجیرها
این پی تشبیه گفتم ور نه چند
نیست حاجت تا که بندندم به بند
کرد اشارت دلبرم، تدبیر چیست
چونکه او گوید بیا، زنجیر چیست
خورد بر هم طرة جانانه باز
شد دگرگون حالت دیوانه باز
این منم یا من ز خود بیرون شدم
چند و چون هِشتم در آن بی چون شدم
آن صفی کاین دم بجا بود او کجاست
در تکلّم داشت بر ما رو کجاست
وینکه می گوید سخن در جامه کیست
کرده زآن قامت بپا هنگامه کیست
باز گندم شد مرید ، آن آردها
برکشید از بهر قتلم کاردها
وآنگهی بر قالب خاکی زنید
این طلسم باژگون ر ا بشکنید
چشم بند است این ندانم یا طلسم
یا چه نسبت نور مطلق را به جسم
یا که این تن پردة آن طلعت است
در حجاب آن صورت بی صورت است
چون به صورت آید او آدم شود
در سرای دل به خود همدم شود
مر ز من سر زد کلامی بی ادب
کو گزد بر من ز پشتِ پرده لب
گویدم بی پرده گشت اسرارها
با خبر باش اندک از گفتارها
بند کن این سیل گیتی کوب را
دار پنهان سرّ آن محبوب را
تب گرفتت یا که صرعی بر شتاب
یا که مستی یا سخن گویی به خواب
بودم آگه که کنی گاهی تو غش
گویی آنگه حرفها دیوانه وش
در تو مانا آن مرض دائم شده است
تب نکردی چاره نک لازم شده است
این همه هست و به افزون یار من
خود گشاید پرده از گفتار من
لیک او پاک است از تغییرها
بهر ما باشد سزا تقصیرها
هست بر ما نسبت پاک و پلید
نی بر آن کو نیک و بد را آفرید
او بود از پاک و ناپاکی برون
ره به تنزیهش ندارد چند و چون
ای بری ز اندیشه و آداب ما
پاک کن ز آلودگیها آب ما
ما اگر مجرم ، و گر نیک اختریم
از تو هر دم بر امیدی دیگریم
چون تو دانی عجز و ناداریِ ما
می ببخشا بر گنهکاریِ ما
گر تو بخشی عاجزی را درخور است
خاصه گر عاجزتر و مسکین تر است
بر دل یعقوب و یاری های او
وآن غم و بیداری شبهای او
عفو کن ما را به ناداری ببخش
جرمها از راه غفاری ببخش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره عشق و حالاتی است که عاشق در مسیر عشق تجربه میکند. شاعر از جستجوی معشوق و تاثیر عمیق او بر دل و جان سخن میگوید. در این سیر، عاشق با چالشها و دردهای خود مواجه میشود و به تفکر درباره ماهیت عشق و ارتباط آن با ذات انسانی میپردازد. او به تمایز بین جسم و روح اشاره میکند و میخواهد حقیقت عشق را درک کند. در پایان، شاعر از خداوند درخواست بخشش میکند و بر ناچاری و عجز خود تأکید مینماید، امیدوار که عشق و رحمت الهی شامل حال او و دیگران شود.
هوش مصنوعی: نفس آرام و مطمئن با روحی آزاد به مسیر محبت و عشق دلنشین روانه شد.
هوش مصنوعی: دل من دوباره نگران است و به دنبال یاری است که موهای مشکی و زیبا دارد. به کسانی که میتوانند کمک کنند، بگویید تا او را پیدا کنند.
هوش مصنوعی: من میروم یا مرا میبرند، همانطور که عشق مانند شیرها با کمند و زنجیر در اختیار دارد.
هوش مصنوعی: من اینجا فقط به خاطر تشبیه صحبت میکنم و در واقع نیازی به این نیست که مرا گرفتار کنند.
هوش مصنوعی: دلبرم اشاره کرد، حالا چه فکر کنم؟ وقتی او میگوید بیا، دیگر زنجیر چیست؟
هوش مصنوعی: آرایش و زیبایی معشوق دوباره جلوهگر شد و حال دیوانگی و شوریدگی در من تحول پیدا کرد.
هوش مصنوعی: این من هستم یا اینکه از خودم جدا شدهام؟ در حقیقت، به نوعی در حالتی بیچون و چرای وجودم غرق شدهام.
هوش مصنوعی: آن جمعی که اکنون در اینجا حضور دارند، کجا هستند؟ زمانی که در سخن گفتن با ما بودند، حال کجایند؟
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که کسی به دنبال پاسخ است که کدام شخص در این وضعیت خاص و در این وضع بیداد و درگیری، در حال صحبت کردن و بیان نظر خود است. آن شخص به دقت به جزئیات توجه میکند و میخواهد بداند که چه کسی در این شرایط پر هیاهو، در حال ابراز خود است.
هوش مصنوعی: گندم دوباره به دست آمد و مرید آن را جمعآوری کرد تا برای کشتن من چاقوها را آماده کند.
هوش مصنوعی: سپس این طلسم معکوس را بر ساختار خاکی بزنید و آن را بشکنید.
هوش مصنوعی: این چشمها به نوعی وابسته به چیزهایی هستند که نمیدانم آیا به خاطر یک طلسم است یا دلیل دیگری دارد. این موضوع به نحوه ارتباط نور مطلق با جسم اشاره دارد.
هوش مصنوعی: این بدن تنها پوششی است برای چهرهای که در واقعیتی عمیقتر و فراتر از ظاهر معنا دارد و در پسِ این فرم ظاهری، حقیقتی بیصورت و عمیق نهفته است.
هوش مصنوعی: وقتی او در چهره ظاهر میشود، در دل آدمی به وجود میآید و در آنجا با خود همدلی میکند.
هوش مصنوعی: بیتی به این مضمون اشاره دارد که از دلم کلامی بدون ادب بیرون آمده است، کلامی که به من نیش زده و از پشت پردهای عجیب آمده است.
هوش مصنوعی: میگویند که اگر پردهبرداری کنی و به رازها پی ببری، باید در مورد حرفهای دیگران هم کمی آگاه باشی.
هوش مصنوعی: این بیت به مفهوم کنترل و مهار کردن دریا یا جریان زندگی اشاره دارد و به دنبال کشف راز و اسرار معشوق پنهان است. به نوعی از فرد خواسته میشود تا خود را در برابر این جریان قدرتمند زندگی قوی نگه دارد و در عین حال به رازها و زیباییهای عشق و محبت پی ببرد.
هوش مصنوعی: آیا تو به شدت بیمار شدهای، یا اینکه در حال تشنج و بیتابی هستی، یا شاید مستی و به خواب گفتهای؟
هوش مصنوعی: میدانم گاهی وقتها تو با ناز و غفلت صحبت میکنی و آن زمان سخنانت بیمعنی و عجیب به نظر میآید.
هوش مصنوعی: در وجود تو، حالتی ماندگار به وجود آمده که به جا نیاوردی و هیچ تدبیری برای بهبودش نندیشیدی.
هوش مصنوعی: همه این زیباییها و نعمتها وجود دارد و دوست من به راحتی میتواند رازهای دل مرا آشکار کند.
هوش مصنوعی: اما او از تغییرات پاک و بینقص است و به خاطر ما سزاوار تقصیرات نمیشود.
هوش مصنوعی: ما در مورد خودمان ویژگیهای پاک و ناپاک داریم، اما خداوند کسی است که خوبیها و بدیها را خلق کرده است.
هوش مصنوعی: او از هر پاکی و ناپاکی فراتر است و هیچ گونه و چگونگی در تنزیه و ستایشش نمیتوان یافت.
هوش مصنوعی: ای کسی که از افکار و عادات ما جدا هستی، لطفاً ما را از آلودگیها پاک کن.
هوش مصنوعی: ما اگر خطاکار باشیم یا اگر خوب و نیکوکار، همیشه از تو به امیدی تازه و جدید هستیم.
هوش مصنوعی: چون تو از ناتوانی و بیپولی ما آگاهی، لطفاً بر گناهان ما ببخش.
هوش مصنوعی: اگر تو به کسی که ناتوان است کمک کنی، این کمک از تو سزاوار است، بهویژه اگر او ناتوانتر و نیازمندتر باشد.
هوش مصنوعی: یعقوب و یارانش در دل خود غم و اندوه عمیقی دارند و شبها را بیدار میمانند، به یاد مشکلات و دردهایشان.
هوش مصنوعی: ما را ببخش به خاطر نادانیامان و برای خطاهایمان که از روی غفلت انجام شدهاند، عفو کن.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.