وَ مٰا أُبَرِّئُ نَفْسِی إِنَّ اَلنَّفْسَ لَأَمّٰارَةٌ بِالسُّوءِ إِلاّٰ مٰا رَحِمَ رَبِّی إِنَّ رَبِّی غَفُورٌ رَحِیمٌ (۵۳) وَ قٰالَ اَلْمَلِکُ اِئْتُونِی بِهِ أَسْتَخْلِصْهُ لِنَفْسِی فَلَمّٰا کَلَّمَهُ قٰالَ إِنَّکَ اَلْیَوْمَ لَدَیْنٰا مَکِینٌ أَمِینٌ (۵۴)
و بری نمیگذارم نفسم را بدرستی که نفس امر کننده است ببدی مگر آنکه رحم کرد پروردگارم بدرستی که پروردگارم آمرزنده مهربانست (۵۳) و گفت پادشاه بیارید او را نزد من تا خاص گردانم او را برای خودم پس چون سخن کرد با او گفت بدرستی که تو امروز نزد ما با منزلت و امانتی (۵۴)
این بُد از حفظ خدا نی آنکه من
میکنم تنزیه نفس خویشتن
نفس غدّار است و آمر بر بدی
جز که باشد عفو و رحم ایزدی
نفس دون را بر خطاء باشد مدار
جز که توفیق آید از پروردگار
حق بود آمرزگار و مهربان
چشم پوشد از خطای بندگان
بر ملک گفتند چون گفتار او
شوق او افزود بر دیدار او
گفت آریدش به سویم در مصاص
تا کنم او را ز بهر خویش خاص
پس فرستاد اسب زرینه لجام
تا به ایوان آید او با احتشام
هم فرستاد او امیران پی به پی
تا که با اعزاز آید سوی وی
پس درآوردندش از زندان گروه
سوی شه بردند بازش با شکوه
چون به نزدیک ملک شد در ورود
گفت بر وی هم سلام و هم درود
باب شادی شاه بر وی باز کرد
برنشاندش بر سریر، اعزاز کرد
پس ملک با وی درآمد در خطاب
یوسف از چندین زبان دادش جواب
زآنکه ریّان آگه از آن جمله بود
با وی از هر منطقی زآن لب گشود
گفت اینک لب گشا تقریر کن
خواب من در پیش من تعبیر کن
گفت اصلش را کز آن در پرده ای
گویمت کآن را فراموش کرده ای
بعد از آن تعبیر آن گویم تمام
که ملک دیده است آن را در منام
خواب دیدی رود نیل از هم شکافت
هفت گاو آنسان که مثلش کس نیافت
فربه و اسپید و پستان پر ز شیر
زآن برون آمد به خوبی بینظیر
آب نیل آنگه فرو شد بر زمین
وز میان گِل درآمد همچنین
هفت گاو دیگر آن لاغر میان
زرد یا همرنگ خاک اندر نشان
بی ز شیر و بی ز پستان بس درشت
جمله را چفسیده اشکمها به پشت
پنجه و دندانشان چون سگ به بر
پس بر آن گاوان شدندی حمله ور
برشکستند استخوان و مغزشان
می مکیدند استخوان نغزشان
هفت خوشۀ گندم از نو رست باز
سبز و خرم پر ز دانه، پر ز ساز
هفت خوشه باز هم خشک و سیاه
رست و می کردی تو از عبرت نگاه
پس برآمد باد تندی بس دژم
خشکها بر سبزها آمد به هم
آتشی زآن خشکها پس برفروخت
خوشه های سبز و خرم را بسوخت
پس تو برجستی ز خواب از اضطراب
غیر از این نبود که دیدی تو به خواب
بس تعجب کرد ریّان زین کلام
گفت این است آنچه دیدم در منام
اکثری زآن رفته بود از یاد من
یادم آمد چونکه گفتی در زمن
خواب او را چونکه خود تقریر کرد
پس چنانکه گفته شد تعبیر کرد
گفت شه تدبیر آن را بی خلل
چیست رأیت تا کنم بر وی عمل
گفت گو تا هر چه گندم یا جو است
جمع سازند ار که کهنه یا نو است
وآنچه در انبار خود داری تمام
کن زراعت تا فزون گردد طعام
شد چو وقت بدرویدن بارها
گو نهند از خوشه در انبارها
تا که ایمن باشد از کرم و گزند
دانه ها در وقت گیرند و پزند
چارپایان هم خورند آن ساقه ها
تا نمیرند آن زمان از فاقه ها
آنچه حاصل گردد اندر هفت سال
خمس آن را قوت کن بی احتمال
مابقی را کن ذخیره بهر بعد
چونکه آید نحسها از بعد سعد
چونکه گردد منقضی این هفت سال
هفت سال قحط آید بی سؤال
آن زمان تو فارغی از رنجها
بر نهی از زرّ و گوهر، گنجها
سویت از هر شهر و مُلک آرند رو
جای گندم گوهر است از چار سو
بر مراد خود، فروشی گندمت
خمر دولتها کند جوش از خمت
آن چنان که هیچ شاهی مثل آن
نه شنیده، نه بدیده بر عیان
گفت ای یوسف تو امروزی یقین
نزد ما با آبروی و بس امین
آنچه داری آرزو از مال و جاه
گو به من کآرم بجا بی اشتباه
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: یوسف در این متن به بیان حقیقت وجود انسان میپردازد و میگوید که نفس آدمی به سوی بدی متمایل است، مگر اینکه خداوند رحم کند که او آمرزنده و مهربان است. پادشاه از یوسف میخواهد تا او را به نزد خود بیاورند و وقتی یوسف را میبیند، او را مورد احترام قرار میدهد و به مقام و منزلتی ارجمند می رساند. سپس یوسف خواب پادشاه را تعبیر میکند و او را از قحطی آینده آگاه میسازد. یوسف به پادشاه راهکارهایی برای ذخیرهسازی غلات در هفت سال فراوانی میدهد تا در هفت سال قحطی بعدی آماده باشند. پادشاه از یوسف به خاطر دانایی و امانتداریاش تقدیر میکند و از او میخواهد تا هر آنچه خواستهاش است را به او بگوید.
هوش مصنوعی: من خودم را مبرا نمیدانم، زیرا نفس انسان همیشه به بدیها میکشاند، مگر اینکه خداوند رحم کند. پروردگارم بینهایت آمرزنده و مهربان است. سپس پادشاه گفت: «او را پیش من بیاورید تا او را برای خودم انتخاب کنم.» وقتی با او صحبت کرد، گفت: «امروز تو در نزد ما مقام و اعتبار بالایی داری و مورد اعتماد هستی.»
هوش مصنوعی: من نمیگذارم که زبانم به بدی گوید مگر اینکه خداوند من به من رحم کند، زیرا خداوند من آمرزنده و مهربان است. سپس پادشاه دستور داد او را به نزد خود بیاورند تا او را برای خود خاص کند. وقتی با او سخن گفت، به او گفت: "امروز تو در اینجا مقام و منزلت ویژهای داری و در امان هستی."
هوش مصنوعی: این بدن و وجود من به لطف و حمایت خداوند است و نه به خاطر پاکی و بیگناهی که من برای خودم قائل هستم.
هوش مصنوعی: نفس آدمی میتواند فریبکار باشد و به انجام امور زشت وادار کند؛ تنها راه نجات از این حال، بخشش و رحمت الهی است.
هوش مصنوعی: نفس پست و پایین انسان دچار اشتباه میشود، مگر اینکه رحمت و موفقیت از جانب خداوند به او برسد.
هوش مصنوعی: خداوند، که آمرزگار و مهربان است، از اشتباهات انسانها چشمپوشی میکند.
هوش مصنوعی: در مورد او گفتند که هر چه بیشتر صحبت کند، اشتیاقش برای دیدار او بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: گفت بیاوریدش به سوی من تا بتوانم او را فقط برای خودم خاص و ویژه کنم.
هوش مصنوعی: پس اسب زیبا و باشکوهی را با لجامی زیبا فرستادند تا با خودنمایی و احترام به ایوان بیاید.
هوش مصنوعی: او هم زمان امیران را به دنبال خود فرستاد تا با احترام و ارادت به سوی او بیایند.
هوش مصنوعی: گروهی او را از زندان بیرون آوردند و به سوی شاه بردند، و بازگشتش را با احترام و بزرگمنشی جشن گرفتند.
هوش مصنوعی: زمانی که به نزدیک پادشاه رسید، در هنگام ورود به او سلام کرد و به او درود نثار نمود.
هوش مصنوعی: شاه در را برای شادی باز کرد و او را با احترام بر صدر نشاند.
هوش مصنوعی: پس پادشاه به یوسف نزدیک شد و از چندین زبان برای او پاسخ داد.
هوش مصنوعی: ریان به خوبی از همه چیز باخبر بود، بنابراین با او به هر زبانی که خواست صحبت کرد.
هوش مصنوعی: بگو حالا که به من اینجا هستی، خواب من را توضیح بده و برایم تفسیر کن.
هوش مصنوعی: او میگوید که مطلب اصلی را که پنهان است به تو میگویم، زیرا این موضوع را فراموش کردهای.
هوش مصنوعی: پس از آن، تعبیر آن خواب را بهطور کامل توضیح میدهم، چرا که ملک (فرشته) آن را در خواب دیده است.
هوش مصنوعی: در خواب، دیدی که رود نیل به دو نیم شد و هفت گاو بهگونهای از آن بیرون آمدند که هیچکس مشابه آن را ندیده بود.
هوش مصنوعی: این متن به شکل زیبایی وصف موجودی را میکند که دارای جسمی قوی و پربار است و با توجه به ویژگیهایش، به خوبی و زیبایی زیادی برخوردار است. این توصیف میتواند به نمادی از قدرت و زندگی پرنشاط اشاره داشته باشد.
هوش مصنوعی: آب نیل به زمین فرو رفت و از دل گل هم بیرون آمد.
هوش مصنوعی: هفت گاو دیگر که آن گاو لاغر زرد رنگ یا رنگ مشابه خاک را نشان میدهند.
هوش مصنوعی: این بیت به معنای این است که بدون دریافت nourishment و محبت، انسانها سختیهای زیادی را تحمل میکنند و به شدت به یکدیگر وابسته هستند. در واقع، در نبود محبت و محبتآمیزی، احساسات و دردها بر دوش افراد سنگینی میکند و آنها را به هم میچسباند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف حملهای اشاره دارد که عدهای با شدت و قاطعیت به گاوانی میکنند. آنها به معنای وحشیانه و با استفاده از قدرت خود به این حیوانات حملهور میشوند، گویی که رفتارشان شبیه به سگهاست که با دندان و پنجه به جان حیوانات دیگر میافتند.
هوش مصنوعی: استخوانها را خرد کردند و مغزها را میمکیدند تا از آنها بهرهبرداری کنند.
هوش مصنوعی: هفت خوشه گندم دوباره جوانه زده و سرسبز و شاداب شده است، پر از دانه و نوای زندگی.
هوش مصنوعی: هفت خوشه دوباره خشک و سیاه شده و تو از دیدن این وضعیت درس میگرفتی.
هوش مصنوعی: پس باد تندی وزید و خشکها را با خود برداشت و بر سبزها فرود آورد.
هوش مصنوعی: یک آتش از آن خشکها شعلهور شد که خوشههای سرسبز و شاداب را سوزاند.
هوش مصنوعی: پس تو از خواب بیدار شدی چون نگرانی و اضطراب تو را در بر گرفته بود و غیر از این نمیتوانست بود که در خواب خود چیزی را مشاهده کردی.
هوش مصنوعی: ریّان از این سخن بسیار شگفتزده شد و گفت: این چیزی است که در خواب خود دیدم.
هوش مصنوعی: بسیاری از چیزها از یادم رفته بود، اما وقتی تو صحبت کردی، یادم آمد که در چه زمانی هستیم.
هوش مصنوعی: وقتی او خوابش را توضیح داد، همانطور که گفته بود، تعبیرش کردند.
هوش مصنوعی: شاه گفت: تدبیر و برنامهریزی بدون نقص چگونه است؟ من خواهم دید نظر تو چیست تا بر اساس آن اقدام کنم.
هوش مصنوعی: هرچه هست، چه قدیم و چه جدید، همگی را جمعآوری کن و دربارهاش صحبت کن.
هوش مصنوعی: هرچه در انبار داری، کار زراعت را به پایان برسان تا غذایت زیادتر شود.
هوش مصنوعی: زمانی که وقت برداشت محصول فرا میرسد، خوشهها را از زمین جمعآوری کرده و در انبارها نگهداری میکنند.
هوش مصنوعی: تا زمانی که دانهها از آفت و آسیب ایمن باشند، آنها را در زمان مناسب برداشت و آماده میکنند.
هوش مصنوعی: حیوانات نیز آن گیاهان را میخورند تا زمانی که از گرسنگی نمیمیرند.
هوش مصنوعی: هر چیزی که در هفت سال به دست آید، حق خراج آن را توانمندی ببخشید بدون هیچ تردیدی.
هوش مصنوعی: باقیمانده را برای زمانهای آینده نگهدار، زیرا بعد از روزهای خوب، روزهای بد به سراغ میآید.
هوش مصنوعی: به محض اینکه این هفت سال به پایان برسد، هفت سال خشکسالی بیهیچ پرسشی پدیدار خواهد شد.
هوش مصنوعی: زمانی که از دغدغهها و زحمتها رهایی یابی، میتوانی گنجینههای ارزشمند را پیدا کنی و بر آنها دست یازی.
هوش مصنوعی: به سمت تو از هر شهر و کشوری میآیند، زیرا اینجا مکان گندم و جواهر است که از چهار جهت به آن توجه میشود.
هوش مصنوعی: اگر به آرزوی خود برسی، موفقیتهای بزرگ و خوشحالیها همراه تو خواهد بود و به همین خاطر تمام تلاشهایت به ثمر میرسد.
هوش مصنوعی: این چیز به حدی بینظیر و عجیب است که هیچگاه نه در کلمات و نه در چشمها، شاهی مانند آن را نه شنیده و نه مشاهده کرده است.
هوش مصنوعی: تو امروز به ما آمدهای، ای یوسف، و ما یقین داریم که تو فردی با آبرو و بسیار مورد اعتماد هستی.
هوش مصنوعی: هر آنچه که از ثروت و مقام در اختیار داری، این را به من بگو، زیرا من بدون اشتباه میدانم که چه میخواهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.