خدایا نفس ما را راهبر کن
سر و سرخیل ارباب سفر کن
مر این مرغ همم را بال و پر ده
شکوه و فر معراج ظفر ده
رسان بر وحدت جمع کمالم
به از این کن که اکنونست حالم
مرا در سیر ثانی گرم پی کن
علاج سرد طبعان را بمی کن
مرا زان می که دور از رنگ و از بوست
زمانی دور کن چون مغز از پوست
شرابی ده بقدرت هم ترازو
که من با او بسنجم زور بازو
اگر بازوی مائی ماند از کار
شوم بازوی قدرت را سزاوار
بجامم ریز آن صهبای سرمد
که تاکش رسته از بطحای احمد
رزی کش آب جوی از جدول ذات
شراب اوست دور از رنج آفات
رزی کش صدر خمتی مرتبت باغ
بود کحل زمینش کحل مازاغ
شرابی کش خمستی سر منصور
بود انگور تاکش آیه نور
میی کز ساغر حبل المتینست
خم او رحمه للعالمینست
خدایا سیر ما را سرمدی کن
رفیق سیر سر احمدی کن
کلید قفل صندوق ولایت
بدست تست ما را کن عنایت
بنام خویش هستی را رقم زن
سوائی را بسر سنگ عدم زن
تو در سیر و سلوک از جمله بیشی
کسی نبود تو خود در سیر خویشی
ز بدو سیر تا ختم مسالک
تو وجه باقی و غیر از تو هالک
توئی سیار و سیر و راه و مقصود
نباشد جز تو در اسفار موجود
علی و سائل و مردود و مقبول
توئی این نقطه محسوس معقول
توئی این نقطه سیال ساری
ازل را تا ابد در دور جاری
نه پیدائی نه پنهانی ز بیرون
ز پیدا و نهان ای ذات بیچون
خمستی گاه و گه می گاه ساقی
درین میخانه نبود جز تو باقی
بدور ما خم و خمخانه و جام
نباشد غیر رند دردی آشام
بچشم ما اگر شام ارد مشقست
تمامی پرتو انوار عشقست
اگر سنگست برهان تجلیست
اگر رویست عکس روی مولیست
بدید دل اگر سنگ و اگر روست
نباشد غیر جان در جامه پوست
که جامه پوست در شهری که یارست
نباشد پوست مغز هوشیارست
توئی طالب توئی مطلوب مطلق
ببام خویش زن کوس اناالحق
انا الحق بانگ کوس بام هستیست
اناالموجود سر می پرستیست
انا اللهست بار نخله طور
بسینای ولایت لمعه نور
سویدای ولی الله مقامش
که باشد مهدی موجود نامش
انا المحبوب ما را سر ساریست
سوی المطلوب امر اعتباریست
حقیقت نیست غیر ذات وحدت
خدا پیداست از مرآت وحدت
مرا این آب تا ناخن ز حلقست
خدا آبیست کاندر جوی خلقست
بر چشمی که بیمویست و بیناست
سر موی سر اندر ناخن پاست
بدید دل که در توحید طاقست
حقیقت بود خلق اختلاقست
نمود ما سوی اللهست بی بود
زیان ما سوی حق را بود سود
بجز حق خویش را در جستجو نیست
بعالم جسته ام من غیر او نیست
تو گر بر دیده مجنون نشینی
بجز دیدار لیلی را نبینی
من و مجنون دو هم سیر پریشیم
دو عاشق پیشه فرخنده کیشیم
هدف معشوق و ما تیر شهابیم
بپیکان طلب پر عقابیم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و درخواست از خداوند است که شاعر از او میخواهد تا او را در مسیر سیر و سلوک راهنمایی کند. شاعر از زبانی بلاغی استفاده میکند تا عشق و وصل به حقیقت الهی را توصیف کند. او به دنبال دستیابی به وحدت و کمال است و از خداوند میخواهد تا به او قدرت و قدرت باری دهد. شاعر همچنین به الوهیت و وجود خدا اشاره میکند و همه موجودات را تحت سیطره او میداند. در نهایت، او با تشبیه خود به مجنون، عشق عمیق و بینظیرش به خداوند را بیان میکند و اهمیت ارتباط با معشوق حقیقی را مینماید.
هوش مصنوعی: خدایا، به ما کمک کن تا در مسیر درست حرکت کنیم و راه را برای ما هموار گردان.
هوش مصنوعی: این شعر به تمایل و آرزوی پرواز و آزادی اشاره دارد. گویا شاعر از خداوند میخواهد که به او و مرغی که در دل دارد، بال و پر بدهد تا بتوانند به اوج و مقام بلندی برسند. به عبارت دیگر، او از خدا میخواهد که برای این مرغ که نماد آرزوها و آمال اوست، امکانات و شرایطی فراهم کند تا به موفقیت و پیروزی دست یابد.
هوش مصنوعی: حالتی که اکنون دارم، بهتر از این است که بخواهم به کمال و وحدت جمع دست پیدا کنم.
هوش مصنوعی: به من بگو که چگونه میتوانم در این مدت کوتاه، به درمان افرادی که دچار سردی و کسالت هستند کمک کنم.
هوش مصنوعی: مرا از آن نوشیدنی که به دور از رنگ و عطر است، به مدت زمانی دور کن، همانطور که مغز را از پوست جدا میکنند.
هوش مصنوعی: م به من شرابی بده که قدرتش با من برابر باشد؛ تا بتوانم نیروی خود را با آن بسنجم.
هوش مصنوعی: اگر قدرت من در تلاش و کوشش محدود شود، باید به نیرویی بالاتر و قویتر تکیه کنم.
هوش مصنوعی: مقداری از آن شراب ابدی به من بده که شیرهاش از سرزمین مقدس احمد بیرون آمده است.
هوش مصنوعی: آب زلال جوی، ناشی از ذات و خاصیت شراب اوست و این خاصیت، ما را از مشکلات و آفات دور میکند.
هوش مصنوعی: در این بیت به توصیف زیبایی و طراوت باغی اشاره شده است که مانند چشمی زیبا، جذاب و دلرباست. این باغ به قدری دلنشین است که به زمین زیبایی خاصی بخشیده و آن را شبیه به یک نگین گرانبها کرده است.
هوش مصنوعی: در اینجا به یک نوشیدنی اشاره شده که اثرات خاصی دارد و نام منصور بر آن گذاشته شده است. انگور، که منبع این نوشیدنی است، نماد روشنایی و نورانی شدن است. این معنی نشاندهندهی تأثیر مثبت و فرحبخش شراب است.
هوش مصنوعی: مستی که در جامی سرازیر است، همانند رشته محکم و استواری است که میتواند آرامش و رحمت را برای جهان به ارمغان آورد.
هوش مصنوعی: ای خدا، ما را به حالت روحانی و بیپایان درآور و همراهیامان را به گونهای قرار ده که به خوبی و زیبایی پناه ببریم.
هوش مصنوعی: کلید قفل حکومت و سرپرستی در دست توست؛ خواهش میکنیم با لطف و توجه خود به ما کمک کنی.
هوش مصنوعی: با نام خود، وجود را شکل بده و بر بینهایت و ناشناختهها غلبه کن.
هوش مصنوعی: در مسیر رشد و پیشرفت معنوی، تو جزو بهترینها هستی و هیچ کس به اندازه خودت در این راه نمیتواند به تو کمک کند، زیرا راه خودت را خودت باید طی کنی.
هوش مصنوعی: از آغاز سفر تا پایان راه، تنها تویی که باقی میمانی و غیر از تو همه چیز نابود و زائل است.
هوش مصنوعی: تو از ستارهها در حرکت و سفر هستی، و هیچ مقصدی جز خودت در این سفرها وجود ندارد.
هوش مصنوعی: تو همانی که علی، سائل، مردود و مقبول را در وجود خود داری؛ این نکتهای است که هم قابل درک است و هم محسوس.
هوش مصنوعی: تو همان نقطهای هستی که از آغاز تا پایان، جریان حیات را در دورانی بیانتها ادامه میدهی.
هوش مصنوعی: نه در حالت نمایانی هستی و نه در حالت پنهانی؛ تو فراتر از همهی ظواهر و باطنها هستی، ای ذات بینهایت و بدون نقص.
هوش مصنوعی: در این میخانه، گاهی فقط تو هستی که باقی ماندهای و هیچ کس دیگری نیست.
هوش مصنوعی: اگر در اطراف ما خبری از میخانه و جام نباشد، تنها یک آدم رند و دردکشیده به دور ما میچرخد.
هوش مصنوعی: اگر برای ما شامی تلخ هم باشد، باز هم تمام نورها و زیباییهای عشق را به همراه دارد.
هوش مصنوعی: اگر چیزی سخت و بیروح باشد، میتوان با نور و روشنی آن را به وضوح دید. اگر زیبایی و عشق جلوهگر شود، آن در واقع نشانهای از زیبایی معشوق است.
هوش مصنوعی: اگر دل سنگی باشد یا روستایی، نباید فراموش کرد که تنها جان در این لباس فانی وجود دارد.
هوش مصنوعی: در شهری که محبوب حضور ندارد، حتی ظاهر زیبا و شیک هم بیفایده است و تنها نشاندهندهی پوستهای از وجود است، در حالی که درون انسان باید هوشیار و آگاه باشد.
هوش مصنوعی: تو جویندهی چیزی و همان چیز کامل و نهایی هستی. در اوج وجود خود، با صدای بلند از حقیقت وجودیات آگاه باش و آن را اعلام کن.
هوش مصنوعی: در اینجا بیان میشود که "من حقیقت هستم" صدایی است که در بام وجود و هستی به گوش میرسد. همچنین اشاره به این دارد که "من موجود" نشانه پرستش و عشق است. این بیان به مفهوم عمیق وجود و عشق به حقیقت اشاره میکند.
هوش مصنوعی: من به حقایق خداوند نگاهی عمیق دارم، چنانکه در درخت بلند کوه طور که در سینای وحی و نور تابان است.
هوش مصنوعی: سویدای ولی الله، اشاره به مقام و جایگاه خاص او دارد و مهدی، نام اوست که هماکنون در میان ما حضور دارد.
هوش مصنوعی: من محبوب هستم و سرّی در دل دارم که به سوی خواستههایم میکشاند، این موضوع تنها یک اعتبار و مفهوم ذهنی است.
هوش مصنوعی: غیر از ذات یگانه خداوند، هیچ حقیقت دیگری وجود ندارد و این موضوع از آینهی وحدت کاملاً مشخص است.
هوش مصنوعی: این آب که به دست من رسیده، از وجود خداوند سرچشمه میگیرد و به نوعی به زندگی مردم ارتباط دارد.
هوش مصنوعی: بر چشمی که مو ندارد و قادر به دیدن است، موی سر در ناخن پنهان شده است.
هوش مصنوعی: دل من به این نتیجه رسیده است که در توحید، حقیقت وجود دارد، اما آنچه مردم میسازند و تصور میکنند، تنها یک ساختار و ظاهری از واقعیت است.
هوش مصنوعی: ظاهر ما غیر از خدا چیزی نیست و وجودی ندارد. هر چیز غیر از حق و خداوند، زیان است و تنها چیزی که سود دارد، بازگشت به حقیقت و حق است.
هوش مصنوعی: من فقط به دنبال حق خودم هستم و هیچ چیز دیگری در این جهان برایم اهمیت ندارد؛ جز او، چیزی را نیافتم.
هوش مصنوعی: اگر تو در چشمان مجنون بنشینی، او جز دیدن لیلی هیچچیز دیگری نمیبیند.
هوش مصنوعی: من و مجنون، هر دو در حالتی آشفته و پریشان به سر میبریم. ما دو عاشق هستیم که در مسیر عشق و محبت، با خوش باوری و دلگرمی حرکت میکنیم.
هوش مصنوعی: معشوق هدف ماست و ما مانند تیر شهاب، با هدف و عزم راسخ به سمت او حرکت میکنیم. تلاش ما در جستوجوی او همچون پرندهای با بالهای قدرتمند و بلند است.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.