نیست در دورانِ من میخانه حاجت خلق را
بس بود پیمانهٔ من تا قیامت خلق را
کلکِ گوهربارِ من دادِ سخاوت میدهد
باشگو در آستین دستِ سخاوت خلق را
میکند ایجاد، گفتارِ بلند اقبال من
گر نباشد رحم و انصاف و مروت خلق را
گر حریفِ چرخِ کم فرصت نگردم، میکنم
مهربان از راهِ گفت و گو به فرصت خلق را
چون زمین هر چند زیرِ دست و پا افتادهام
آسمانم از بلندیهای فطرت خلق را
سوختم چون شمع تا روشن شد از من عالمی
سرمهٔ من کرد از اهلِ بصیرت خلق را
هزل و هجو و پوچ نتوان یافت در دیوانِ من
میرساند فالِ نیکِ من به دولت خلق را
چون هما با هر که پیوستم سعادتمند شد
سایهٔ من کرد از اهلِ سعادت خلق را
عشق را آتش فروزم، حسن را روشنگرم
مینمایم گرم در مهر و محبت خلق را
مستی آرد بادههای تلخ و کلکِ من کند
هوشیار از بادهٔ تلخِ نصیحت خلق را
حرفِ حق از دشمنانِ خود نمیدارم دریغ
میکنم واقف ز اسرارِ حقیقت خلق را
همچو صیقل صائب از دیوانِ من هر مصرعی
پاک سازد سینه از زنگِ قساوت خلق را
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بیان احساسات و افکار شاعر درباره زندگی، محبت و انسانیت میپردازد. شاعر میگوید که در دوران او، نیاز خلق به میخانه (محل تجمع و گفتگو) برآورده میشود و او به اندازه کافی سخاوت و مهربانی دارد. او بیان میکند که در دنیای پرچالش، در تلاش است تا با گفت و گو و محبت، به دیگران کمک کند و انسانها را به آرامش و سعادت برساند. شاعر همچنین از عشق و زیبایی صحبت میکند و خود را به عنوان منبع روشنی برای بصیرت و حقیقت معرفی میکند، در حالی که بر اهمیت اصول اخلاقی و محبت تأکید دارد. در نهایت، او کار خود را همچون صیقل دادن به قلبها میداند و میخواهد از زنگ قساوتها پاک کند.
هوش مصنوعی: در زمانه من، نیازی به میخانه برای مردم نیست؛ همین پیمانه من تا روز قیامت برای آنها کافی است.
هوش مصنوعی: حکایت از این دارد که من از سر generosity و بخشش، به دیگران کمک میکنم و به آنها یاری میرسانم. وجود من پر از نعمت و جوانمردی است و این احساس سخاوت را به دیگران منتقل میکنم.
هوش مصنوعی: سرنوشت من به من قدرت میدهد تا سخن بگویید، اما اگر در میان مردم رحمت، انصاف و انسانیت نباشد، این سخن چه ارزشی دارد؟
هوش مصنوعی: اگر نتوانم با چرخ زمان که فرصت کمی دارد، همراهی کنم، از طریق گفتگو با مهربانی، برای دیگران فرصتی فراهم میکنم.
هوش مصنوعی: هر چند که در شرایط سخت و نامساعدی قرار دارم و به نظر میرسد زیر فشار زندگی افتادهام، اما روح و فطرت من بهقدری بلند است که من را به اوج میبرد.
هوش مصنوعی: من مانند شمع سوختم و این سوختن باعث شد که جهانی روشن شود. وجود من به گونهای بود که مثل سرمه برای افرادی با بصیرت و بینش، روشنی و بینایی فراهم کرد.
هوش مصنوعی: در مجموعه آثار من چیزی بیهوده و بیارزش وجود ندارد و این موضوع نشاندهنده خوشاقبالیام و بهبود وضعیت مردم است.
هوش مصنوعی: وقتی که من به کسی ملحق شدم، او خوشبخت و سعادتمند شد و سایهٔ من بر سر مردم خوب و نیکو به وجود آمد.
هوش مصنوعی: من عشق را در آتش میسوزانم و زیبایی را به روشنی میآورم، در فضای محبت و دوستی، به دیگران نیکی مینمایم.
هوش مصنوعی: شرابهای تلخ انسان را مست میکنند، اما حقه و فریب من باعث میشود که دیگران در برابر این نصیحتهای تلخ هوشیار شوند.
هوش مصنوعی: من از دشمنان خود در بیان حقیقت احساس دریغ نمیکنم، اما از آنجا که به اسرار واقعیات آگاه هستم، آن را برای مردم فاش نمیکنم.
هوش مصنوعی: چنانکه صیقلها باعث میشوند که هر بخش از نوشتههای من از زنگار و خشونت دل انسانها پاک شود.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هیچ راحت مینبینم در سرود و رود تو
جز که از فریاد و زخمهات خلق را کاتوره خاست
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.